مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

‌
#حالم‌خوب‌نیست و می‌ترسم با کسی حرف، بزنم. که این‌روزها حرف زدن،
بیشتر غمگینم می‌کند.
چیزهایی‌ هست که نمی‌خواهی حتی در ذهن خودت مرورشان کنی و بازگو کردنشان،
به هم‌زدن خاکستر می‌ماند و آتش خفته‌ی درونت را شعله‌ور می‌کند. دردهایی هست که نپذیرفته‌ای، که نمی‌پذیری، که نمی‌خواهی بپذیری! در زندگی همه‌ی ما زمان‌هایی می‌رسد که قوی‌ترین آدم زمین هم اگر باشیم،
حریف ارتش مسلح اندوه نیستیم.
دارم یک‌تنه می‌جنگم و هر شب با سربازانی خسته و زخمی از نبردی نابرابر، به رختخوابم باز می‌گردم.


#نرگس_صرافیان
#حال‌بدیام

کشم آن رنج روانکاه که دل داند و دل
دارم آن رنج که خدا داند و من دانم و بس ...!


²²:²²
³آبـــٱن‌مـاه¹⁴⁰¹

#no_copi🚫
دیدگاه ها (۰)

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

حالم خوب نیست و می‌ترسم با کسی حرف بزنم. که این‌روزها حرف زد...

حالم خوب نیست و می‌ترسم با کسی حرف بزنم. که این‌روزها حرف زد...

دلم از دست غمت دامن صحرا بگرفت...🤍🤍متن از فرداد:حالم خوب نیس...

" حالم خوب نیست و می‌ترسم با کسی حرف بزنم. که این‌روزها حرف ...

حالم خوب نیست و میترسم با کسی حرف بزنم.که این روزها حرف زدن ...

شما از رنج‌های من برایِ فراموش کردنشان چیزی نمی‌دانینهیچ کس ...

تا یک جا از زندگی دنبال گوش شنوا می گردیمی خواهی تمام اتفاق ...

بی تو بیمار و خـرابم کاش بودی،نازگلکشته ی رنج و عذابم کاش بو...

بی تو بیمار و خـرابم کاش بودی،نازگلکشته ی رنج و عذابم کاش بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط