مافیایه من پارت ⁴

مافیاییه من

پارت ⁴

صبح باصدای الار گوشیم بیدار شدم

ات: وای دیرم شده

رفتم دستشویی کار رای لازمو کردم

یه لباس پوشیدن( اسلاید بعد)

رفتم پایین

ات: مامان من رفتم

مامان: بیا صبحونه بخور

ات دیرم میشه

مامان: یه دونه

ات باشه

صبحونه رو خوردم با عجله از خونه زدم بیرون

سوار تاکسی شدم

بعد از چند مین رسیدم

منشی : زود باش دیرت شد

ات: ساری دفتر مدیر کجاست 

منشی: طبقه ی هشتم

ات: تنکس

سوار اسانسور شدم

......................... .......

در اتاقو زدم

تهیونگ: بیا تو

ات: تظیم کردم

پیشش یه پسر بود

ات:٭ وای خوشبحال دوست دختر شون ٭ ( هر وقت این علامت رو گذاشتم٭ یعنی داره تو ذهنش میگه )

تهیونگ : خوب چه استعدادی داری

ات: همم خوب من حرکات رزمی بلدم تو نشان گیری کارم حرف نداره

چاقو هم همینطور  هکر هم هستم

تهیونگ : میتونی بادیگارد بشی
ات: چیییی

تهیونگ: شوخی کردم اسمت

ات:همم

تهیونگ : اسمت؟

ات : اها ات کیم ات

منم میتونم اسم شما رو بپرسم

تهیونگ : تهیونگ رسمی حرف نزن

ات: اوک خوب ته ته قراره چیکار کنم

تهیونگ: چی

ات: قراره چیکار کنم

ته ته: قبلش

ات: ته ته خوب خودت گفتی رسمی حرف نزنم اقای تهیونگ

ته ته : نه همون ته ته خوبه

خوب تو قراره........

درست شرطارو نرسندین ولی گذاشتم
امروز شرط نداریم ولی حمایت یادتون نره 😬
دیدگاه ها (۸)

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۷۲ | اول باید درسم...

Pat:7اسم: عاشق چشماش شدما.ت . توی راه گوشیم زنگ خورد. اصلا س...

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم ^_^

«اسلاید بعد لباس تهیونگ»لتس گو؟؟فایتینگ 🔮 🤞 (تابع قوانین ویس...

رمان :«پسر عموی جذابم»part:3ویو «علی»امروز روز اول دانشگاه ب...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۱ات ویو مامانمینا زنگ زدن جواب دادم ات: سلامممممم. ا ب....

پارت۵

THE FIRST KISSPART: 4♡: خب حالا باید از خود رئیس بخوای و بری...

فقط یک دوست معمولی پارت 6کاغذ رو برداشتم و پشتش نوشتم:«منشی‌...

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط