{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هرچه کردم به خودم کردم و وجدان خودم

هرچه کردم به خودم کردم و وجدان خودم
پسر نوحم و قربانی طوفان خودم

تک و تنهاتر از آنم که به دادم برسند
آنچنانم که شدم دست به دامان خودم

موی تو ریخته بر شانه ی تو اما من
شانه ام ریخته بر موی پریشان خودم

از بهشتی که تو گفتی خبری نیست که نیست
می روم سر بگذارم به بیابان خودم

آسمان سرد و هوا سرد و زمین سردتر است
اخوانم که رسیدم به زمستان خودم

تو گرفتار خودت هستی و آزادی هات
من گرفتار خودم هستم و زندان خودم

شب میلاد من بی کس و کار است ولی
باید امشب بروم شام غریبان خودم


@minimalha
دیدگاه ها (۳)

به که گویم غم این قصه ویرانی خویش.....غم شبهای سکوت و دل بار...

اینجا دلی تنگ است آنجا را نمیدانم..اینجا هوا ابریست آنجا را ...

گفتی که به احترام دل باران باشباران شدم و به روی گل باریــدم...

باید این احساس در دل مانده را پنهان کنماین شکستن های بر جا م...

Eight

(#قرمز_ممنوع ❤️#part¹¹﴿ویو ات﴾وقتی چشم‌هایم را باز کردم، همه...

پارت: 27 (بخش4) **زاویه دید: زین**بارون پاییزی شروع شده بود؛...

𓆩𐙚..چندپارتی درخواستی..𐙚𓆪ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

یک سال با اژدها

هرچه کردم به خودم کردم و وجدان ِخودمپسر نوحم و قربانی طوفان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط