#روایت | بچه‌های مَردم

#روایت | بچه‌های مَردم

🌿رفیق باید رفیق خوب باشه، یکی که وقتی ناآرومی و کلافه ای دستت رو بگیره آرامش واقعی بهت بده...


✍رفیق حاج علی می‌گفت: پنجشنبه که می‌شد هر هفته می‌رفت گلزار شهدا ، سر راه با موتورش میومد جلو در خونه دنبال من، حوصله نداشتم اما از بس اصرار می‌کرد قبول می‌کردم،،،،
به گلزارشهدا که می‌رسیدیم بین مزار شهدا که راه می‌رفتم آروم می‌شدم. حس خوبی داشتم.
وقتی دیدم اونجاست فقط که حالم را خوب می‌کنه بهش می‌گفتم علی وسط هفته هم میای منو ببری گلزار، با اینکه کار داشت ولی اگه تهران بود حتما میومد دنبالم.

🔹رفیق خوب اونیه که بشه باهاش گلزار شهدا رفت،
🔹نماز اول وقت مسجد سرکوچه رفت،
🔹اعتکاف و راهیان نور رفت.

🏵رفیق خوب را باید پیدا کرد🏵


هیئت جوانان بنی هاشم (ع)
#شهید
#شهدا
#شهدایی
#جمهوری_اسلامی_ایران
دیدگاه ها (۰)

#گلزار اومده به #عطاران تیکه انداخته که مررررد به خودت برس !...

_ آره اون زنش رو داد به من. زنش هم به من داد. قطعا ران آخرین...

╭──────────────╮ 𝐒𝐰𝐚𝐧 𝐨𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐓𝐫𝐢𝐠𝐠𝐞𝐫 ‌ ‌ ‌ ╰──...

سناریو مایکی { جنگل چشمات }8 سالگی))چشماشو باز کرد. مثل همیش...

Do I love him, or do I hate him?p:²که مچم توسط یکی گرفته شد_...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۸سرعت زیادش رو کنتر...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟖چند ثانیه همون‌جا وایسادن.صدای تیراند...

P14(۳سال بعد) بعد چند وقت به دانشگاه رفته بود،به دلیل سریال ...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹⁷می‌ترسید اون بغضش یهو بشکنه و همراهش ...

نمیدونم اسمش چیه:(

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط