یادم میاد یه بار پدرم بهم پول داد تا قبض برق رو پرداخت کن

یادم میاد یه بار پدرم بهم پول داد تا قبض برق رو پرداخت کنم اما من رفتم و بلیط شرکت در قرعه کشی یه ماشین جدید را خریدم و وقتی برگشتم خونه قضیه رو به پدرم گفتم و اون منو کتک زد...




اما صبح روز بعد وقتی پدرم بیدار شد و در رو باز کرد اون ماشین جلوی در بود!!!
همه گریه کردیم مخصوصاً من!

چون اون ماشین اداره برق بود اومده بودن برقمونو قطع کنن و من بازم از پدرم کتک خوردم.😑

چیه نکنه فکر کردی تو قرعه کشی برنده شدیم؟ نه داداچ اینجا ایرانه ایرانه میفهمی 😐 😂 😂
#لبخند
دیدگاه ها (۲)

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.5 (روایت از زبان ا...

P³¹The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت پانزدهم ۱۵

پارت : 27 (بخش3) **زاویه دید: زین**فضای داخل مرسدس بنزِ پدرم...

True Love①②ا/تبا یه تیپ ساده ولی قشنگ رفتم پایین. تهیونگ تو ...

رمان عشق ممنوع

I fell for my doctor- part 12

My lovely neighbor part : ۶۹

پارت: 14 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**سرمای سکوهای فلزیِ ورزشگا...

فاصله یک لبخند تا جنون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط