دو روز بعد
دو روز بعد
با بچه ها خونه جونگ کوک بودیم (همون جمع قبلی که تو خونه جونگ کوک بودن)
داشتیم حرف میزدیم
قرار بود هانا هم بیاد پیشمون
زنگ و زدن اومد داخل
اون خیلی سریع با همه صمیمی شد
هانا. ته ته سلامممم
_سلاممم
همینطوری داشتیم باهم حرف میزدیم
جونگ کوک رفت
غذایی که سفارش داده بود و
تحویل بگیره
ماهم حرف میردیم
جونگ کوک. بیاین غذا بخوریم
هانا. تهیونگ حلقه کجاست چرا تو دستت نیست
_چرا باید بزارم بمونه
هانا. تو قول دادی که مامان و ناراحت نکنی
_جلوش میپوشم
هانا. تهیونگ تو دیگه الان سینگل نیستی همه فکر میکنن تو رابطه ای
_ولی اخه نیستم
هانا. اگه میخوای حلقه و نپوشی نپوش ولی بدون که دیگه من نزدیکتم نمیشم
_چرا
(هانا داره حرص میخوره)
جونگ کوک. هانا اروم باش
نامجون. راست میگه خودت و به خاطر این چیزا ناراحت نکن
هانا. تهیونگ میدونی دختررو پیدا نکردن هنوز
جیمین. هنوز پیدا نشده؟
هانا. اره هیچ کس نمیدونه کجاست بعد این تهیونگ حلقه تو دستش نیست
_هیچ فرقی نمیکنه اگه تو دستم نباشه
هانا. الان همه تورو به عنوان یه ادم متاهل میبینن
_ولی من متاهل نیستم
(چون دختره هنوز پیدا نشده ازدواج نکردن)
هانا. اینو بفهم تو الان متاهلی اون دختر و به خاطر تو پیدا نکردن
_به خاطر من نیست
هانا. تو به همه میگی سینگلی ولی چه بخوای چه نخوای چند روز دیگه ازدواج میکنی
_ولی من اینو نمیخوام
هانا. آخه ببینیدش اینو تو اصلا پایبند نیستی واقعا متاسفم برات
نامجون. اروم باشین الان غذاتون و بخورین
گوشی هانا زنگ میخوره
هانا. بله بابا
بابا. بزار رو ایفون تهیونگ بشنوه
هانا. بگو
بابا. تهیونگ با دوستات هماهنگ کن سه روز دیگه قراره ازدواج کنی اماده باش دوستاتم بیان خوشحال میشیم
_بابا چی دارین میگین
بابا. تهیونگ ازت خواهش میکنم اذیت نکن به اندازه کافی مامانت اینجا ناراحته که چرا دختره یه مدت پیداش نبوده پس تو دیگه چیزی نگو
هانا. عروسمون پیداش شده؟
بابا. آره اومده امروز سرکار دیدمش اینقد اعصابش خورد بود که هیچ کس جرعت نداشت بره تو اتاقش
_کاش نمیومد
بابا. تهیونگ به خودت مغرور نباس این دختره به قدی شجاع هست که تو روی تو وایسه
_بابا ولی حتی ما همو ندیدیم مثلا یه دختری باشه که من ازش خوشم نیاد باید چیکار کنم
بابا. خوشت میاد من مطمعنم
بعد تموم شدن تماس
_شنیدین که چی گفت پس حتما بیاین تا شما یکم حال من و اونجا عوض کنین
با بچه ها خونه جونگ کوک بودیم (همون جمع قبلی که تو خونه جونگ کوک بودن)
داشتیم حرف میزدیم
قرار بود هانا هم بیاد پیشمون
زنگ و زدن اومد داخل
اون خیلی سریع با همه صمیمی شد
هانا. ته ته سلامممم
_سلاممم
همینطوری داشتیم باهم حرف میزدیم
جونگ کوک رفت
غذایی که سفارش داده بود و
تحویل بگیره
ماهم حرف میردیم
جونگ کوک. بیاین غذا بخوریم
هانا. تهیونگ حلقه کجاست چرا تو دستت نیست
_چرا باید بزارم بمونه
هانا. تو قول دادی که مامان و ناراحت نکنی
_جلوش میپوشم
هانا. تهیونگ تو دیگه الان سینگل نیستی همه فکر میکنن تو رابطه ای
_ولی اخه نیستم
هانا. اگه میخوای حلقه و نپوشی نپوش ولی بدون که دیگه من نزدیکتم نمیشم
_چرا
(هانا داره حرص میخوره)
جونگ کوک. هانا اروم باش
نامجون. راست میگه خودت و به خاطر این چیزا ناراحت نکن
هانا. تهیونگ میدونی دختررو پیدا نکردن هنوز
جیمین. هنوز پیدا نشده؟
هانا. اره هیچ کس نمیدونه کجاست بعد این تهیونگ حلقه تو دستش نیست
_هیچ فرقی نمیکنه اگه تو دستم نباشه
هانا. الان همه تورو به عنوان یه ادم متاهل میبینن
_ولی من متاهل نیستم
(چون دختره هنوز پیدا نشده ازدواج نکردن)
هانا. اینو بفهم تو الان متاهلی اون دختر و به خاطر تو پیدا نکردن
_به خاطر من نیست
هانا. تو به همه میگی سینگلی ولی چه بخوای چه نخوای چند روز دیگه ازدواج میکنی
_ولی من اینو نمیخوام
هانا. آخه ببینیدش اینو تو اصلا پایبند نیستی واقعا متاسفم برات
نامجون. اروم باشین الان غذاتون و بخورین
گوشی هانا زنگ میخوره
هانا. بله بابا
بابا. بزار رو ایفون تهیونگ بشنوه
هانا. بگو
بابا. تهیونگ با دوستات هماهنگ کن سه روز دیگه قراره ازدواج کنی اماده باش دوستاتم بیان خوشحال میشیم
_بابا چی دارین میگین
بابا. تهیونگ ازت خواهش میکنم اذیت نکن به اندازه کافی مامانت اینجا ناراحته که چرا دختره یه مدت پیداش نبوده پس تو دیگه چیزی نگو
هانا. عروسمون پیداش شده؟
بابا. آره اومده امروز سرکار دیدمش اینقد اعصابش خورد بود که هیچ کس جرعت نداشت بره تو اتاقش
_کاش نمیومد
بابا. تهیونگ به خودت مغرور نباس این دختره به قدی شجاع هست که تو روی تو وایسه
_بابا ولی حتی ما همو ندیدیم مثلا یه دختری باشه که من ازش خوشم نیاد باید چیکار کنم
بابا. خوشت میاد من مطمعنم
بعد تموم شدن تماس
_شنیدین که چی گفت پس حتما بیاین تا شما یکم حال من و اونجا عوض کنین
- ۹.۲k
- ۰۸ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط