روزی پرنده‌ها کنار پنجره می‌آیند

روزی پرنده‌ها کنار پنجره می‌آیند
و از دانه‌های ریز ارزن خبری نیست
پرنده‌ها،زودتر از تو می‌فهمند

تو اما کِی؟ کجا می‌فهمی؟

قراری با تو ندارم که بیقرار بمانی
تماسی از تو ندارم که بی‌جواب بمانی
به خانه‌ام نمی‌آیی که پشتِ در بنشینی
در انتظار بمانی

چندسال است فاتحه‌ام را خوانده‌ای؟
چندسال است می‌دانی پرنده‌ها
دیرتر از تو می‌فهمند؟

#لیلاکردبچه...
یک‌شب‌ پرنده‌ای...
دیدگاه ها (۶)

𝖕𝖆𝖗𝖙10آن شب، مارال تا ساعت‌ها بیدار ماند. توی اتاقش قدم می‌ز...

سناریو از شخصیت های انیمه جوجوتسو کایسن_ درخواستی

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت چهارمصبح روز بعد، کوک زودتر از ...

پارت ۴۴

روزی پرنده‌ها کنار پنجره می‌آیندو از دانه‌های ریز ارزن خبری ...

چه ساده ام که به عشقت هنوز پابندمبه روزگار خودم جای گریه می ...

.چه ساده ام که به عشقت هنوز پابندمبه روزگار خودم جای گریه می...

❄️🧡 نشسته ام پشت پنجرهپشت ِتمامِ پنجره های جهاناین سوی ِپنجر...

نشسته ام پشت پنجرهپشت ِتمامِ پنجره های جهاناین سوی ِپنجرهمنم...

توبه گونه ای متفاوت از دیگران،زندگی می کنی...بارها خیره شدم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط