روزی پرنده‌ها کنار پنجره می‌آیند

روزی پرنده‌ها کنار پنجره می‌آیند
و از دانه‌های ریز ارزن خبری نیست
پرنده‌ها،زودتر از تو می‌فهمند

تو اما کِی؟ کجا می‌فهمی؟

قراری با تو ندارم که بیقرار بمانی
تماسی از تو ندارم که بی‌جواب بمانی
به خانه‌ام نمی‌آیی که پشتِ در بنشینی
در انتظار بمانی

چندسال است فاتحه‌ام را خوانده‌ای؟
چندسال است می‌دانی پرنده‌ها
دیرتر از تو می‌فهمند؟
دیدگاه ها (۱)

روزی پرنده‌ها کنار پنجره می‌آیندو از دانه‌های ریز ارزن خبری ...

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم«افضل الاعمال امتی ان...

اگر بدانی چه قدر سخت است تحملِ نگاه هایِ مسخره و لبخندِ کجِ ...

سلام اقا جان, باز هم من هستم همان که منتظر امدنت عمریست چشم ...

این روزها که مثلاً قرار است در زندگیم نباشی، انگار بیشتر از ...

#شعر_مهدوی#نرم_افزار_جامع_مهدویتکاش بر خیمه ی سبزت گذرم می ا...

گاهی پیش می آید کسی از راه می‌رسد که تنها وظیفه و دغدغه‌ش شک...

می دانی همیشه خیلی چیزها را دوست داشتم اما تو اهمیت نمی دادی...

به اندازه تمام بودنتبعد از رفتنت ، نابودم کردیبرای تو نامه ا...

معنا برای تو نامه ای می نویسم ... دلتنگی که دست از سر دل ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط