{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بخونید خیلی قشنگه......

بخونید خیلی قشنگه......



زن و شوهر جوانی پس سالها ازدواج بچه دار نمیشدن برای اینکه از تنهایی در بیان یه توله روتوایلر میخرن و اونو مثل پسر خودشون بزرگ میکنن...این روت بزرگ میشه چندین بار جون این زن و شوهر رو نجات میده حتی از دست راهزنا....اما پس از گذشت 7 سال این خانم و اقای جوان صاحب نوزادی میشن که باعث میشه به روتوایلر دیگه کمتر توجه کنن....سگ حسودی میکنه اما کار بدی انجام نمیده...
.
.
تا اینکه یه روز اقا و خانوم نوزادشون رو که خواب بود روی گهواره تنها میذارن و برای درست کردن کباب به تراس خونه میرن
اما وقتی بر میگردن به داخل خونه تا برای بردن فرزندشون به مهد کودک اماده بشن میبینن روتوایلر با دهن خونی تو راهروی خونه ایستاده مرد عصبانی میشه و بدونه اینکه فکری کنه اسلحشو بر میداره و سگش رو در جا میکشه...و خیلی سریع میرن به اتاق نوزاد میبینن روتوایلر یه مار بزرگ رو کشته و سر مار رو کنده تا به بچه اسیبی نزنه....
همون لحظه مرد فریاد میزنه که من سگ وفادارم رو کشتمممممم....:'(

بعضی ها باید از ی سگ وفاداری رو یاد بگیرن)
دیدگاه ها (۱)

چشماتوببند... بستی؟! چندوقته خودتوگول زدی که مثلا دیگه به یا...

بخون میمیری ازخنده ((+18)) . . ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺳﺮ ﮐﻼﺱ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﻮﺩ ﯾﻪ ﺩ...

دیکه به چه کسی میشه اعتماد کرد . زنه تا شوهرش از خونه میره س...

📜 خلاصه داستان : هیماری موموچی در شانزدهمین سالگرد تولدش نام...

« مسابقه دهنده » ²وقتی وارد آشپزخانه شدم یه سگ خیلی بزرگ و ت...

رمان جدید

#استاد_تراشیون ✅ آرزوی زن غربی... 📌امروز دارن دوران دوم فمین...

سناریو جونگکوک

اول از همه یه نکته رو روشن کنیم؛ این برنامه کنسرت Usher بود،...

part:34که جیمین خونش به جوش اومد و با چشمای که حسادت ازش موج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط