"در اغوش درد"
“پارت۴”
_نظرتون به درموردش چیه؟جلسه اول چطور بود؟
هه سو به کل جلسه فکر کرد و سعی کرد جواب مناسبی بده.
+خب من واقعا سعی کردم اولین جلسه ارتباط با ایشون بر قرار کنم،همونطور که حدس میزدم ایشون رفتار خنثی و همینطور ارومی نسبت به من داشتن،اما میتونم بگم ی جورایی صمیمیت جلسه اول رو برقرار کردیم،و در مورد اختلال ایشون باید بگم،تا اونجایی که متوجه شدم غیر جنسیه.
مرد روبه روش که خودش رو اقای جئون معرفی کرده بود و همینطور دوست صمیمی تهیونگ ،کمی فکر کرد.
_توضیح بیشتری درمورد خود سادیسم میدید،من نمیدونستم نوع غیر جنسی یا جنسی داره.
هه سو باز سعی کرد طوری جواب بده که پسر روبه روش متوجه بشه.
+خود سادیسم اختلالیه که گاهی در اثر تجربه تحقیر یا سوءاستفاده در کودکی یا نوجوانی به وجود میاد،یا کنترل نکردن خشم،یا نداشتن همدلی و محبت،اما در کل معنی خودش لذت برن از دیدن یا وارد کردن رنج به دیگرانه،اما شدت و نوعش میتونه متفاوت باشه،دو نوع داره،جنسی،غیر جنسی،غیر جنسی همون دیدن رنج به افراده،جنسی اینه که فرد نیاز جنسیش رو به شکل وحشیانه ایی روی یه فرد دیگه خالی کنه،اما این در صورتی میتونه سادیسم نامیده بشه که با خواست طرف مقابل نبوده باشه،من از روابط جنسی ایشون خبر ندارم،و داخل جلسه اول نمیتونستم در این مورد صحبتی بکنم،شما از روبط ایشون خبر دارین؟مطمئنم کمک زیادی میکنه و حتی ممکنه روند درمان رو عوض کنه.
_خب…در کل تهیونگ پسر خشگذرونیه،اما…خب…فکر میکنم همیشه اون دخترای دورش با خواست خودشون باهاش بودن.
جونگکوک چطور باید به دختر روبه روش میگفت که تهیونگ بعد هر رابطه دخترا رو میکشه؟
نمیونست بگه،اگر اینو میگفت باید درمورد شغل تهیونگ هم میگفت،شاید میخواست تهیونگ درمان شه و خشونت کمتری به خرج بده،اما اگر درمورد شغلشون صحبتی میکرد همه به خطر میوفتادن،پس در این مورد ترجیح داد دروغ بگه.
+متوجه شدم،دوتا چیز دیگه که باید بدونم،به خاطر اسیب جدی به کسی بستری شدن؟داخل پرونده در این مورد چیزی گفته نشده؟شما باید این اطلاعات رو به من بدین.
بازم فکر پسر روبه روش مشغول شد.
_اسیب جدی ایی نبود،درواقع تهیونگ همیشه نسبت به همه چیز واکنش زیادی نشون میده خشونت زیادی به کار میبره،ی بار از دست یکی از رقیب های کاریش عصبی شد ،پسره رو در حد مرگ داخل ی پارکینگ زده بود که من بهش رسیدم،خوشبختانه پسره رضایت داد،منم به زور وادارش کردم پیش مشاوره مراجعه کنه،اما گفتن باید بستری شه.
+فهمیدم،ایشون با من ارتباط بر قرار کردن و از جلسه بعد درمان و شروع خواهم کرد.
جونگکوک که دوستش و میشناخت پوزخندی زد.
_حتما همینطوره.
………………………..
دو ساعت قبل ۱۶:۲۸دقیقه سئول کره جنوبی
_اطلاعات دیگه ایی لازم داری خودم بهت میدم….دکتر کوچولو.
هه سو نگاهی به مردی که جلوش پاس و روی پاش انداخته بود و اون و “دکتر کوچولو”خطاب کرده بود انداخت.
لبخندی زد.
+خب…به عنوان اولین برخورد بد نبود.
تهیونگ از سر تا پای دختر رو بررسی کرد.
هه سو درحالی که سعی میکرد خونسری خودش رو جلوی مرد روبه روش حفظ کنه روی صندلی درست روبه روی تهیونگ نشست.
دستش و دراز کرد تا با تهیونگ دست بده.
+از دیدنتون خوشحالم،من روانشناس جدیدتون
_چوی هه سو.
هه سو نگاهی به سنجاقی که روی یونیفرمش بود که اسمش روش حک شده بود کرد.
خنده دلنشینی کرد.
+عام…خب اره.
___________________
چطوره؟تا اینجا دوسش دارین؟😭
_نظرتون به درموردش چیه؟جلسه اول چطور بود؟
هه سو به کل جلسه فکر کرد و سعی کرد جواب مناسبی بده.
+خب من واقعا سعی کردم اولین جلسه ارتباط با ایشون بر قرار کنم،همونطور که حدس میزدم ایشون رفتار خنثی و همینطور ارومی نسبت به من داشتن،اما میتونم بگم ی جورایی صمیمیت جلسه اول رو برقرار کردیم،و در مورد اختلال ایشون باید بگم،تا اونجایی که متوجه شدم غیر جنسیه.
مرد روبه روش که خودش رو اقای جئون معرفی کرده بود و همینطور دوست صمیمی تهیونگ ،کمی فکر کرد.
_توضیح بیشتری درمورد خود سادیسم میدید،من نمیدونستم نوع غیر جنسی یا جنسی داره.
هه سو باز سعی کرد طوری جواب بده که پسر روبه روش متوجه بشه.
+خود سادیسم اختلالیه که گاهی در اثر تجربه تحقیر یا سوءاستفاده در کودکی یا نوجوانی به وجود میاد،یا کنترل نکردن خشم،یا نداشتن همدلی و محبت،اما در کل معنی خودش لذت برن از دیدن یا وارد کردن رنج به دیگرانه،اما شدت و نوعش میتونه متفاوت باشه،دو نوع داره،جنسی،غیر جنسی،غیر جنسی همون دیدن رنج به افراده،جنسی اینه که فرد نیاز جنسیش رو به شکل وحشیانه ایی روی یه فرد دیگه خالی کنه،اما این در صورتی میتونه سادیسم نامیده بشه که با خواست طرف مقابل نبوده باشه،من از روابط جنسی ایشون خبر ندارم،و داخل جلسه اول نمیتونستم در این مورد صحبتی بکنم،شما از روبط ایشون خبر دارین؟مطمئنم کمک زیادی میکنه و حتی ممکنه روند درمان رو عوض کنه.
_خب…در کل تهیونگ پسر خشگذرونیه،اما…خب…فکر میکنم همیشه اون دخترای دورش با خواست خودشون باهاش بودن.
جونگکوک چطور باید به دختر روبه روش میگفت که تهیونگ بعد هر رابطه دخترا رو میکشه؟
نمیونست بگه،اگر اینو میگفت باید درمورد شغل تهیونگ هم میگفت،شاید میخواست تهیونگ درمان شه و خشونت کمتری به خرج بده،اما اگر درمورد شغلشون صحبتی میکرد همه به خطر میوفتادن،پس در این مورد ترجیح داد دروغ بگه.
+متوجه شدم،دوتا چیز دیگه که باید بدونم،به خاطر اسیب جدی به کسی بستری شدن؟داخل پرونده در این مورد چیزی گفته نشده؟شما باید این اطلاعات رو به من بدین.
بازم فکر پسر روبه روش مشغول شد.
_اسیب جدی ایی نبود،درواقع تهیونگ همیشه نسبت به همه چیز واکنش زیادی نشون میده خشونت زیادی به کار میبره،ی بار از دست یکی از رقیب های کاریش عصبی شد ،پسره رو در حد مرگ داخل ی پارکینگ زده بود که من بهش رسیدم،خوشبختانه پسره رضایت داد،منم به زور وادارش کردم پیش مشاوره مراجعه کنه،اما گفتن باید بستری شه.
+فهمیدم،ایشون با من ارتباط بر قرار کردن و از جلسه بعد درمان و شروع خواهم کرد.
جونگکوک که دوستش و میشناخت پوزخندی زد.
_حتما همینطوره.
………………………..
دو ساعت قبل ۱۶:۲۸دقیقه سئول کره جنوبی
_اطلاعات دیگه ایی لازم داری خودم بهت میدم….دکتر کوچولو.
هه سو نگاهی به مردی که جلوش پاس و روی پاش انداخته بود و اون و “دکتر کوچولو”خطاب کرده بود انداخت.
لبخندی زد.
+خب…به عنوان اولین برخورد بد نبود.
تهیونگ از سر تا پای دختر رو بررسی کرد.
هه سو درحالی که سعی میکرد خونسری خودش رو جلوی مرد روبه روش حفظ کنه روی صندلی درست روبه روی تهیونگ نشست.
دستش و دراز کرد تا با تهیونگ دست بده.
+از دیدنتون خوشحالم،من روانشناس جدیدتون
_چوی هه سو.
هه سو نگاهی به سنجاقی که روی یونیفرمش بود که اسمش روش حک شده بود کرد.
خنده دلنشینی کرد.
+عام…خب اره.
___________________
چطوره؟تا اینجا دوسش دارین؟😭
- ۲۹.۹k
- ۲۲ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط