{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند پارتی .

چند پارتی .
part:²
ات: پاییز و زمستون خونه ی همه نارنگی هست ولی الان عیده سیب و پرتغال توت فرنگی گوجه سبز . زرد آلو هم هست . میوه ی ایران در کل خوش مزه است چون نوز آفتاب گیر مون خوبه .
یونگی: یعنی الان نارنگی نیست .
ات. نچ .
نامجون: یه سوال خیلی مغزم رو پکونده ات چرا مادرت بهت اجازه نمیده با پسری حرف بزنی ولی ما رو نه .
ات. اولا مادرم شما رو میسناسه دومن مربوط به کارمه . مادرم اجازه نمیده نه من خودمم این رو انتخاب کردم پسری مرد زندگیه که ۶ ماه دنبالت راه بیوفته که آخر سرم بهش بگی آقا مزاحم نشو اگه کاری داری با خانواده بیا اون آقا مرد زندگیه .
کوک: الان ما نمیتونیم تاپ آیدلت باشیم ؟
ات: میدونی ما ایرانی ها اصن اون آقا ی مذهبی که به هیچ دختری به جز خواهر و مادرش نکاه نمیکنه اون کراشه همه ی ماست چون یه سر رو گردن بالا تره ولی شما خب خیلی. جنتلمن آقا هستید ک به حر حال انسان های خوبی هستید قلبتون پاکه . این خیلی خوبه .
ته: نظر لطفته .
ات: من فهمیدم که موسیقی هیچ گناهی نداره اونم وقتی برای کار خیر باشه.
نامحون: ات سعی داره مارو مسلمون کنه ها بیا برو دختر .
ات: نه خوب این اعتقاد منه .
بادیگارد: قربان رسیدیم فرود گاه .
حالا رفتن فرودگاه سوار هواپیما شدن .
ات: ۱۲ ساعت پروازه خدای من .
جیمین: ات بیا این کیکو بخور .
ات: من هنوز روزم باطن نشده .
جیمین: آخ خدایا این دین آخرت چرا انقدر سخته .
ات: دین ما پر از خوبیه و اصلا سخت نیستت خدا توی قرآن به ما فرمودن که دلیلشو برای این کار چیه همش برای بان ما مفیده .
ته: الان الکل و مشروبات الکی نمیخوری خیلی سخته .
ات : نه سخت نیست میدونی چرا چون وقتی اینو نمیخوریم چروک شدن پوستمان به تعبیق میوفته و ممکن نیست هیچ اتفاقی برای نا بیوفته مثلا شما مست میکنی و در حالت خودت نیستی قیداری رو امضا میکنی که باعث نابودی ات میشه. آلزایمر هم خیلی کمتر اتفاق میوفته .
ته: اینجوری بهش نگاه نکرده بودم .
ات: لبخند خواهرانه .
بعد از۱۲ ساعت پروار.
جین: آخخخ کمرم شکست خودم نابود شدم .
کوک: هیونگ مگه صندلی ماساژور نداشت .
جین: چه ربطی داره .
بقیه ی اعضا و ات جر خوردن ‌.
ات با مدیر برنامه : ببخشید آقا میشه من برم سرویس بعد برگردم بریم .
م/ب: الته خانوم کیم .
(ات بخاطر شغلش مجبور بود که فامیلی کره ای داشته باشه ) ‌
ات رفت سرویس و چادرش رو که مادرش نگین های مدل یسنا روش دوخته بود رو سر کرد
دیدگاه ها (۶)

چند پارتی part: ³ات برگشت پیش اعضا . کوک: یا حضرت مسیح این چ...

چند پارتی درخواستیpart:⁴نامجون : ما مشخص نمی‌کنیم با مدیر بر...

هز اون جا که بوی از دختر های قشنگم دلش درخواستی میخواست و به...

سلام بچه ها امیدوارم حال همه مساعد باشه .توی این چند روز که ...

رمان مافیای خشن من.پارت یک.«ویو ات»زندگیه خوبی دارم ۲۶سالمه ...

پارت‌۶:))فلش بک به وسط کلاس کوکات ویواز کوک اجازه گرفتم برم ...

★彡   Part 20 彡★ آخخخ. من باز هم برای این خنده هاش ضعف رفتم.ا...

پارت 2 نکته این فیک هیچ شباهتی به واقیت ندارد و فقط تخیلات نویسنده هست

.......//برده ی زیبا//.......

پارت⁸:))

گمشده در روشنایی. P 4

.......//برده ی زیبا//.......

پارت دوم | پشت نگاه سردت 🦋ویو آتزنگ خورد و من و جیا رفتیم سم...

پارت ۳۱🌧️ ویو آتبا هیون‌وو داشتم می‌رفتم سمت کلاس که صدای ته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط