هیچ آدمی زندگی‌اش آن نیست که دقیقاً می‌خواهد ، برای همین

هیچ آدمی زندگی‌اش آن نیست که دقیقاً می‌خواهد ، برای همین در ذهنش آن چیزی که نیست را بازسازی می‌کند ...
این زمینه پیدایش هنر است. در این ناتمامی زندگی، تنها چیزی که منجی آدمی است، عشق است.

عشق خیلی تفاوت دارد با علاقه ، با اشتیاق ، با نیاز ، با شور و هیجانات. عشق پدیده‌ی بسیار پیچیده‌ای است که بسیار به ندرت اتفاق می‌افتد ...

عشق تنها عامل نجات آدمی است از معضلات حیات و هستی.
خوشا روزگاری که عشق به سراغ آدم می‌آید، چون عشق، آمدنی است، جُستنی نیست !
دیدگاه ها (۱)

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :عقل معاش :آدمی، در ای...

" THE GOLDEN CAGE " تهیونگ، پسری ۲۵ ساله و ثروتمند که همیشه ...

بسم الله الرحمن الرحیم قسمت دوم : راه خدا :به نص صریح قرآن،...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت سوم :تقویت قوای جسمی : اگر ...

پروانه جان

داستان کودکانه «ستاره‌ای که در قلب ما می‌درخشد» به نویسندگی ...

#سرنوشت‌ـ‌اشتباهمقدمه﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋«نازنین»و «رومن» زمانی زو...

بونتن — «آهنگی که برای مایکی خوانده شد»بار، طبق معمول، پر از...

اینو نوشتم اما نه شبیه چیزی که خواسته شده یه سناریو عاشقانه...

رمان انتقام ازدواج کامل

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط