@zhuanchanel

@zhuanchanel
باید با او حرف زده باشی، او را یک جای شلوغ دیده باشی، باید زل زده باشی توی چشم‌هایش، باید از غم‌هایش حرف زده باشد، شادی‌هایش را خوانده باشی، باید با او غذا بخوری، با او فوتبال ببینی مثلن یا فیلم یا هر چیز دیدنی دیگر، اگر دست بدهد بروی سفر که چه بهتر، یا بروی خیابان، بروی یک جاهائی که دوست داری... تا بعد کم‌کم بگویی اسمش را بلدم، حالش را می‌دانم، داستانش را می‌فهمم نه اینکه آدم‌ها را صرفن از طریق عکس‌هایشان، از مهمانی‌ها و دورهمی‌هایشان، آدم‌ها را از دیده‌ها و شنیده‌های دیگران و از تصورات و توهمات خودمان قضاوت کنیم. اصلن تا جائی که جا دارد بیائیم مردم را قضاوت نکنیم.
#اقلیما.
دیدگاه ها (۲)

اوایل که ساختمانِ رو به رویی را تخریب می کردند دلم گرفت و نا...

(بچه ها از همین الان بگم پایان این فیک غمگینه اگه می خواین ن...

اسم: عشقی در تاریکی جنگلپارت ۹(از زبان راوی)هوا بعد از حرف‌ه...

حقیقت پنهان پارت ۷ بورام : مامان بابا بورام سمت پدر و مادرش ...

پارت: 25 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*عصر همان روز، هوا به طرز ا...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_48فصل بیستم | ک...

#درخواستی«همسرِ میلیاردر»مدرسه ای/ازدواج اجباری/عاشقانه🤏🏻انق...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 10#لینو #فیکشنساعت ۹:۴۵ شب ـ خانه‌ی...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❸_بخش دوم_مکانی جدید می‌رویم که تا به حال ندیده ...

پارت سیزدهمباران هنوز می‌بارید.آرون وسط سالن ایستاده بود، ان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط