Ice_cold_heart

p²

توی اون ۷ سال هر دوی آنها صدمه دیدن جونگکوکی که مجبور شد یک سال داخل تيمارستان باشه و ا.تی که با اجبار پدرش به آمریکا فرستاده شد بعد اون اتفاق جونگکوک روز و شب دنبال ا.ت می‌گشت کل کره رو مو به مو گشت ولی انگار نه انگار که دختری به اسم کیم ا.ت وجود داره بعد ۲ سال گشتن بی وقفه و تبدیل به یه موجود عجیب خاندان جئون تصمیم گرفتم جونگکوک رو به تيمارستان بفرستن بعد از سه سال از تيمارستان بیرون اومدن، پدربزرگش مرد و تنها چیزی که در آخرین لحظه ای مرگش گفت این بود که باند به جونگکوک برسه اما این اشتباه محض بود جونگکوک الان تبدیل به هیولای سادیسمی و روانی شده بود باند فقط قدرتش رو بیشتر می‌کرد..

ویو ا.ت:
توی اتاق نشسته بودن و باز داشتم خاطرات ۷ سال پیش رو مرور میکردم...
که یهو در با شتاب باز شد..
کای:خانم خانمممم
ا.ت: مگه نگفتم در بزن؟؟حالا بگو جرا اینقدر صدام میکنی؟
(بدونید تمام حرفای های ا‌.ت سرد و جدیه)
کای:همه چی آماده ست
ا.ت: خوبه..[امروز یه مهمونی بزرگ برگزار کردم به مناسبت ۵ ساله شدن باند؛ تمام مافیاهای قدرتمند هستن بجز خاندان جئون اونها من رو نمیشناسن از روی اسم چون معروفم به سایه یکی از قدرتمند ترین مافیاهای اروپا و اسیا]
ا.ت:کای من میرم آماده شم توهم حواست به همه چی باشه‌.
کای:چشم(تعظیم)


مرسی که حمایت میکنید واقعا ببخشید چند روز نبودم ولی تا آخر امروز سعی میکنم ۴ تا پارت دیگه هم بدم✨️🫀

#کیوت#فیک#بی_تی_اس#جیهوپ#جین#یونگی#نامجون#جیمین#تهیونگ#جونگکوک#کیدارما#فیکشن#سرگرمی#بلک پینک#سناریو#تکپارتی#چندپارتی#رزی#لیسا#جنی#جیسو#کره_ای_جنو_بی
دیدگاه ها (۰)

مقدمهدر شهری که ثروت، قدرت می‌خرید و نام خانوادگی می‌توانست ...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p22اما جونگکوک نم...

𝑭𝒓𝒐𝒎 𝒎𝒚 𝒉𝒆𝒂𝒓𝒕 ::part²:《 همه بهش خیره شدن..رئیس پوزخندی زد و ...

تک پارتی از جونگ کوک اسم فیک :شرطِ مرگبارنورهای کم‌سوی کافه ...

True Love①①تهیونگهمون‌طور که به درِ بسته خونه‌ی پدربزرگش خیر...

تا وقتی قلبمان بیدار بشود

چند پارتی

^فیک جونگکوک^(پارت؟)

عروس فراریp¹''سئول، کره جنوبی | ساعت ۱۱:۴۰ شب''صدای موسیقی د...

𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝑼𝒏𝒘𝒂𝒏𝒕𝒆𝒅𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪽part 9×خانم‌ها و آقایان، به م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط