وقتی باهم دعوا میگیرین از خونه میری ولی وقتی برمیگردی میب

وقتی باهم دعوا میگیرین از خونه میری ولی وقتی برمیگردی میبینی حالش خرابه.

_منظورت چیه؟!
آبرویی بالا انداخت ؛سمتم برگشت.
_منظورم؟! کجاش واضح نیست برات؟! خوشم نمیاد تو گوشیم فضولی کنی!
لبم و گاز گرفتم
_تو از گوشیه من استفاده میکنی پس؟!
اخمی کرد و روم خم شد و جدی لب زد
_منو با خودت مقایسه نکن.
اخمی کردم و داد زدم.
_یعنی چی؟! ها؟! این چه مسخره بازیه ؟!
دستش بالا اومد و تو گوشم فرود اومد.
_احترامت رو حفظ کن!
با دستم صورتم و گرفتم . هیستریک وار خندیدم. چشماش گشاد شد
_معلوم نیست چه غلطی میکنی که نمیخوای برم داخل گوشیت!
بلند شد سمتم اومد ؛دروغ چرا؟! ازش مثل سگ(بیشتر از سگ)میترسم.
_چه گوهی خوردی؟!
عقب عقب رفتم طی یه حرکت ناگهانی سمتم اومد. جیغی کشیدم و سمت در خروجی دویدم.
_برگردد اینجااا!
در خونه رو باز کردم از حیاط رد شدم.
نگهبانان با تعجب نگام میکردن.
_خانم اتفاقی افتاده؟!
_خانم حالتون خوبه؟!
سمتشون برگشتم.
_نزارین کوک بیاد بیرون خب؟!
سری تکون دادن سوار موتورم شدم(عرر منم موتور میخوامم) سمت خونه رفیقم رفتم. هوفف چقدر خسته کننده!
به خونش رسیدم موتور رو پارک کردم و زنگو زدم
_کیه؟!
_منم!
در باز شد. وارد پارکینگ شدم؛سوار آسانسور شدم و دکمه رو زدم.
به ضربه دست کوک خیره شدم.عوضی
دیدگاه ها (۵)

وقتی بچه دارین ولی . ....هوفی کشیدم، جیغ دوباره ی سول بلند ...

سیلام 🎀🧸 بریم برای پارت گذاری ؟بزن بریممممممویو«نامجون»با صد...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part26رفتم تو سوار آسانسور شدمدرو باز کردم و ...

From hate to lovePart:5 بعدش از خونه زدم بیرون سوار ماشینم ش...

پارت ۲ویو جونگ کوک:از خواب بیدار شدم و رفتم یه دوش ده مینی گ...

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:75باورم نمیشد....امکان نداشت....

کپشن مهمه🎀🐥عروسک من😈🔞پارت دوازدهم رفتم پایین سرمو دور تا دور...

چند پارتی کوک╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 1«ویو ا.ت»صبح با صدای زنگ گوشیم از خوا...

وقتی میرین مهمونی ولی ...با صدای میا نفس عمیقی کشیدم _آره جو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط