{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی میرین مهمونی ولی ...

وقتی میرین مهمونی ولی ...

با صدای میا نفس عمیقی کشیدم
_آره جونگکوک خیلی زوده !
کوک نفس کلافه ای کشید ، دکمه های اول لباسش و وارد کرد ؛ خیلی یهویی برگشت سمتم محکم لبمو بوسید .
چشمام گرد شد ، پسش زدم .
_ کوککک!،
بقیه خنده ای کردن که میا گفت
_میرا دور لبت رژ پخش شده با شدت بلند شدم و کیفم و گرفتم و گفتم.
_الان برمیگردم .
سمتش سرویس دویدم درو باز کردم و رژم و پاک کردم و دوباره زدم در باز شد و صدای بم و خش‌دار کوک اومد
_که منو هو.رنی میکنی ، اونم وسط مهمونی .
با ترس برگشتم
_ک کوک
نیشخندی زد
_جونم ؟! انتظار نداشتی اینجا گیرت بندازم؟
سمت در برگشت و درو قفل کرد .
_نوچ خوشگلم . من هرجا بخوام میتونم جرت بدم !!
بدنم از ترس لرزی کرد .
سمتم اومد که تقه ای به در خورد و صدای مادر کوک اومد
_واا، در چرا قفله .
کوک بی‌توجه سمتم اومد و دوطرف صورتم و گرفت و لبشو روی لبم گذاشت و با شدت بوسید .
دستش رو کل بدنم کشید
دیدگاه ها (۲)

اصما.ت تو کامنت .

منم معتاد شدم

وقتی میرین مهمونی ولی ...دیدم میا چشمک زد و حواس ته رو پرت ک...

وقتی میرین مهمونی ولی...درخواستی ادکلن هم زدم که صدای هول زد...

وقتی میریم ایران ولی تحریک میشه . ...چمدونم و کنار کیف و وسا...

وقتی میریم ایران ولی تحریک میشه . ...در ورودی خونه رو باز کر...

وقتی میرین بیرون ولی ...سری به عنوان تاسف تکون دادم _خاک تو ...

دردسرهای بچه داری پارت ۱۰

آغوش عشق در کنار مافیا .میرا"به دکتر خیره شدم ، دستکش هاشو د...

"آغوش عشق در کنار مافیا""دوهفته بعد ""میرا"عوقی زدم ، دستم و...

پارت۲جونگ‌کوک هر روز با خونسردی ازم درباره‌ی جیمین سؤال می‌ک...

وقتی پدربزرگت میمیره و میاین ایران تو حالت بده ....‌به قبر ک...

وقتی بچه دارین ولی . ....هوفی کشیدم، جیغ دوباره ی سول بلند ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط