{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کپشن مهمه🎀🐥

کپشن مهمه🎀🐥

عروسک من😈🔞

پارت دوازدهم

رفتم پایین سرمو دور تا دور زندانش گردوندم
هیچکس نبود

در و باز کردم پر از نگهبان بود انگار ادم بزرگی بود که کلی خونه اش نگهبان داشت

پشت قصرش گشتم اما هیچی به چشمم نخورد
حتی یه در مخفی

هی میگشتم یهو گریه سفیدی دیدم رفتم نزدیکش و گرفتم تو بغلم

+نانازییی چقدد تو نازی

گذاشتمش رو زمین رفتم سمت دیگه ای سمت در وردی و خروجی

درو باز کردم یه قدممو گذاشتم بیرون که ماشین سیاهی اومد رو بروم با دیدن

همون مرد چشم آبی یعنی هنری یه قدم عقب رفتم ماشینش داخل عمارت شد


اوووف چرا دوباره برگشتم داخل شب میرم
لعنتی گند زد

پیاده شد با دیدنم اومد سمتم که یه قدم عقب
رفتم

-سلام فرشته خانوم

لبخند ریزی زدم

+سلام هنری

-شوهرت کجاس

+نمیدونم

چشمش خورد به پاهام و با لبخند لب زد

-چرا صندل پاهات نیست

+همینطوری

یهو صدای کلفت نیکولای اومد

رفتم سمتش که کمرمو گرفت و موهامو
بوسید

-جوجه بیرون چیکار میکردی

+هیچی نیک دیدم دوستت هنری اومده

-برو داخل

+باشه

#رمان #عاشقانه #مافیایی

فالوک کنیدد تازه اشم میبینم تعداد لایک ها
کمه ناراحتم نکنید دیگه💅🏿😭

به پیجم سر نزنید برید سر اصل مطلب فالو کنید

@novelzizo
دیدگاه ها (۱۱)

روانی من پارت 5ویو کوک صبح بانوی که از پنجره کوچیک داخل سلو...

کپشن مهمه🎀💅🏿عروسک من😈🔞پارت دهم پیرمرده نگاه اخری به من و رفت...

The unwanted Roommate ___________________________ویو پارک یو...

𝖬𝗒 𝖯𝖺𝗋𝖺𝗆𝗈𝗎𝗉𝖯𝖺𝗋𝗍:③فردا صبح با چشمایِ پُف کرده و قرمز بیدار شد...

کپشنننن🎀🌚عروسک من😈🔞پارت سی و پنجوارد اتاق شدم پیرهنش تنش نبو...

🩸 نیشِ نیمه‌شبقسمت اول — آن شب که جونگین پیدایت کردبارون از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط