{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𓆩 پارت ۶۷ 𓆪 🖤

𓆩 پارت ۶۷ 𓆪 🖤

ات با ترس پرسید: — جیمین، من باید از کی بترسم؟

جیمین دستش رو گرفت.

— از من نه… فقط بهم اعتماد کن.

ات دستش رو پس کشید.

— اعتماد؟ تو حتی اسمت رو هم ازم پنهون کردی!

قبل از اینکه جیمین جواب بده، صدای شکستن شیشه از طبقه‌ی پایین اومد.

جیمین سریع جلوی ات ایستاد.

— هر اتفاقی افتاد، از این اتاق بیرون نیا!

ات مچ دستش رو گرفت.

— جیمین… اونا اومدن دنبالت یا من؟ 🖤
دیدگاه ها (۰)

𓆩 🖤🤍 𓆪 ری‌اکشن BTS وقتی تصادفی همدیگه رو می‌بینیم و اونا می‌...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۳۵صدای قدم‌های سنگین از انتهای را...

𝐌𝐲 𝐅𝐚𝐤𝐞 𝐁𝐨𝐲𝐟𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝 | دوست‌پسر قلابی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏از صبح مامانت مد...

پارت ۵ 🖤با جینا سوار ماشین شدیم. تهیونگ جلو نشست و من تمام م...

### 🖤 پشت نیمکت آخرپارت ۵درِ کلاس بسته شد.جیمین هنوز به تهیو...

dark life =36جیمین تقلا کرد. سعی کرد خودش رو آزاد کنه. ولی ت...

P⁷سه دختر جلوی نوشته‌ی روی دیوار ایستاده بودند.یورا با ترس گ...

Part 2

جین با نگاه به خانه گفت:«خب... من فقط امیدوارم این یکی از او...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁸ویو: اتهنری هنوز داشت آماده می‌ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط