پارت۲۲"انتقام"

"انتقام"
پارت۲۲

_جیمین!...تو اینجا چیکار میکنی؟
اومده بود دم در دستشویی زنانه واستاده بود با دیدنش یکم گرخیدم، لیسا جونش رو ول کرده اومده اینجا پوست خیاری..نگاهم به نگاهش خورد که داشت سر تا پامو آنالیز میکرد
+این چه سر و وضعیه برای خودت درست کردی؟
با این حرفش یه لبخند از رو تنه زدم و کیفمو انداختم رو دوشم
_چیه..خوشت نیومده؟نپسندیدی؟زشته؟(نیشخند)
+ا.ت مسخره بازی در نیار!
_اونی که مسخره بازی در میاره من نیستم پارک جیمین.. بهتره به خودت یه نگاهی بندازی.
+منظورتو واضح برسون.
_منظورم اینه که داریم طلاق میگیریم پس دلیلی واسه این رفتارت نمیبینم...وقتی لیسا خانم هم اینجاست! ماشالا چقدرم خوشگله چشم بد ازش دور(لبخند)
بعد از این حرفم خواستم برم که دستمو کشید و هلم داد سمت دیوار که بهش چسبیدم که نزدیک تر شد بهم و با یه حالت مسخره ای لب زد:چیه..نکنه حسودی کردی خانم کیم ا.ت!
بعد از این حرفش دستامو مشت کردم و پشتم گرفتم و زدم زیر خنده بلند قهقه میزدم
_من؟حسودی؟اونم به اون دختره؟(خنده)
خودمو یکم جمع و جور کردم و خندمو متوقف
_ببین پوست خیاری بهتره اول فکر کنی بعد حرف بزنی!
+اومم..امشب قراره کلی حس رو تجربه کنی تا الان که حسودی و عصبانیت در اختیار شما بود(نیشخند)
فکنم خودشم میدونست که چقدر حرفاش مسخرس اصلا نمیفهمیدم این آیا عقل داره یا ن..دستامو انداختم دور گردنش و بهش نزدیک شدم
_والا منکه حسودی نکردم ولی اینجا انگار یکی غیرتی شده!
یه بوسی رو لباش گذاشتم و آروم برگشتم عقب و در کیفمو باز کردم و ورقه های طلاق رو در اوردم و جلو روش گرفتم
_اینارو میبینی؟..من اول میخواستم طلاق بگیرم و بعدش تو بیشتر دلت خواست..یادته؟
انگشتشو به لباش کشید و لباشو خیس کرد انگار از حرکتم کیف کرده
+میبینم که هنوز تحویل وکیل ندادی
بعد از حرفش حرص وجودمو پر کرد و ورقه هارو جلوی روش پاره کردم که با چشم های گشاد شده داشت بهم‌نگاه میکرد
+داری چیکار میکنی تووو؟(بلند جدی)
_پوست خیاری جونم تو گفته بودی دوستم داری..منم خب نمیخوام طلاق بگیرم.
بعد از این حرفم رفتم سمت مهمونی ک همینطوری که میرفتم..
_امشب برمیگردم خونه منتظرم باش!(داد)
رفتم جای میز کنار یونا واستادم
یونا:کجا رفتی تو دختره؟ رفتی دستشویی یا دستشویی اومد تو توی؟
_یونا اینقدر چرت و پرت نگو رفتیم خونه برات تعریف میکنم.

۱ ساعت بعد

ساعت ۹ شب شده بود تازه همه داشتن تازه میومدن شلوغ شده بود..با یونا همینطوری بیکار سر میز واستاده بودیم حسابی حصلم سر رفته بود که یه دستی رو شونم حس کردم برگشتم دیدم یه پسرس..خودمو یه تکونی دادم که دستش از شونم افتاد
_ببخشید شمارو میشناسم؟
(شخصیت پسر بر گرفته از exo_kai)
کای:عا..بله نشد خودمو معرفی کنم.
کای:من یکی از سرمایه گذار ها هستم که هنوز نشده که باهم آشنا شیم.
یه لبخندی زدم و دستمو گرفتم جلو که بهم دست داد
_منم که انگار میشناسید کیم ا.ت هستم رئیس شرکت.
کای:کسی هست که شمارو نشناسه؟
یه لبخندی از این حرفش زدم خدایی خیلی خوشگل بود لامصب گرم حرف زدن شدیم که سرمو یه چرخش دادم که چشمم به جیمین افتاد که با لیسا جونش بود برگشتم اونور هم یه نگاه کردم که کنارم حضور یونا رو حس نکردم..با چشم همه جارو دنبالش گشتم که یهو برای گوشیم نوتیف اومد پیامو باز کردم از یونا بود(یونا:اینقدر با چشم دنبال من نگرد دارم میبینمت من با شوگام یه دقه لب رو جیگر بزار)
بعد از این حرفش یه نفس آسوده دادم بیرون و باز برگشتم سر بحثم با‌ کای

..
همینطوری با کای گرم حرف زدن شدیم که چشم به جیمین خورد که داشت آروم آروم میومد سمت ما
کای:بیاین باهم یه عکس بگیریم..افتخاره باهاتون عکس داشته باشم.
_عا.‌‌.آها باشه حتما.
بعد از این حرفم جیمین رسید بهمون که چشم کای بهش خورد و رو بهش گفت
کای:ببخشید میشه یه عکس از ما بگیرید؟
جیمین یه لبخندی زد و گوشیو ازش گرفت...آخ خدااا این همه آدم چرا اینن..

/از زبان جیمین
از اینکه اینقدر با ا.ت گرم گرفته بود حسابی رفته بود رو اعصابم بعد تازه ازم میخواست ازشون عکس بگیرم.
رفتن کنار هم واستادن که ا.ت خودشو نزدیک به پسره کرد و اون پسره که فکنم اسمش کای مای بود دستشو تقریبا دور کمرش انداخت
+چیزه..دستتون..دور کمرش‌‌
تا خواستم حرفمو کامل کنم ا.ت دهن وا کرد
_دستش چی؟بندازه دور کمرم؟باشه الان
دیدگاه ها (۲۵)

True Love②①فردا (شب) تازه رسیدم خونه رمز در رو زدم و رفتم دا...

(دلداده) ♡جونگکوک: (گوشی رو جواب داد) الو؟ لارا: کوکیییییی ک...

P21۲روز از روزی که آچا و سوسی باهم دیدار کرده بودن می‌گذشت،د...

Forbidden love⑤دو ماه بعدرینا: ا/تا/ت: جانمرینا: امروز با اس...

سرنوشت پارت(۱۰)اون میدونه که دیگه دختر نیستی(پوزخند)جونکوک خ...

سناریو میتسویا پارت ۳

《وقتی باهاش قهر بودی ولی...》پارت ²ویوی ا/تا/ت:خوب میشنوم جیم...

سناریو کورو پارت یک

(دلداده)ا/ت: یه بویی میاد سوا:.......ا/ت: غذاممممممممم بغل ک...

تک پارتی✨میکاپ‌آرتیست مخصوص آقای پارک... پشت صحنه‌ی سالن کنس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط