از روزے ڪہ رهــایم ڪردے...

از روزے ڪہ رهــایم ڪردے...

عــادتم شده هر چند ݪـحظہ

یڪ بار آرام بگویم "جانم"

نہ اینڪہ دیوانہ باشم ها. نہ..

اما نگرانم ڪہ مبادا دݪـتنگم شوے،

صدایم بزنے،و بے پاسخ بمانے
دیدگاه ها (۲)

ساعت از نیمه‌شب گذشته بودڪه گوشی‌ام لرزیدیڪ پیام آمده بود :س...

روزی می‌رسد که روپوش سفید را می‌پوشم و مقابل تمام سختی‌هایی ...

بندبند جانم❤️بہ دوست داشتنت بند استتو آن تپش بے قراریلابہ لا...

دوستتـ دارمـ، مثل درختی که باران را. بی‌نیاز از دلیل، بی‌انت...

چند پارتی

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش دوم_ بدون چوبدستی وردی می...

p33

خسف | قصه سی و یکم: مأمون (بخش دوم)

دریاچه خونین:فصل اول _ پارت ۲۳ویو دازای:چند ساعت بود که دازا...

🍷 شراب قرمزپارت ۲۰ | هانولآدرس روی کاغذ، آنها را به یک کافه‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط