•دلبر لجباز من • part :۳۲
دوسال بعد )
کوک ویو :
توی این دو سال همه جای جهانو گشتم همه جارو زیرو رو کردم آمریکارو که دیگه سوراخ کردم انقد گشتم اما نبود که نبود نه شماره ای ازش بود نه آدرسی ازش بود نه پیغامی ازش بود آب شده بود رفته بود توی زمین وضعیت خانوادمون اصلا خوب نبود همه به این حرف که ا.ت مرده ایمان آورده بودن اما من ول نمیکردم اگرم مرده جسدشم باید پیدا کنم .
روی کاناپه نشسته بودم داشتم الکل میخوردم روزی ۵تا شیشه میخوردم حالم اصلا خوب نبود ۸بار میخواستم خودکشی کنم اما نشد.
گوشیم زنگ خورد بابام بود
ب.ک :الو کوک پسرم خوبی ؟
_خودت چی فکر میکنی (پوزخند )
ب.ک :راستش یکی از بادیگارد های ا.ت رو پیدا کردیم بیا عمارت شرقی اینجاس
_اومدم
رفتم سمت عمارت دیدم بادیگاردش اونجاس رفتم سمت بادیگاردش
_ا.ت کجاس (داد)
ب.ک :أروم باش کوک
(علامت بادیگارد/)
/راستش ارباب خانم توی این دو سال اصلا وضعیت خوبی نداشتن هر بار خواستم بهتون بگم نزاشتن ایشون اصلا آمریکا نرفتن و هرچیزی که به مادرشون گفتن دروغ بود و ایشون از اینکه من اینجام هم خبر ندارن،ایشون رفتن آلمان ولی نمیتونم آدرس دقیق بدم بهتون چون توی یک عمارت نمیمونن اما فک کنم الان بدونم کجان
_زود باشین راه بیوفتین بریم بدو بابا
ب.ک:باشه پسرم ،تو چیزی به کسی نمیگی فهمیدی الآنم بیا راهو نشون بده با ما میای ا.ت ویو :
کوک ویو :
توی این دو سال همه جای جهانو گشتم همه جارو زیرو رو کردم آمریکارو که دیگه سوراخ کردم انقد گشتم اما نبود که نبود نه شماره ای ازش بود نه آدرسی ازش بود نه پیغامی ازش بود آب شده بود رفته بود توی زمین وضعیت خانوادمون اصلا خوب نبود همه به این حرف که ا.ت مرده ایمان آورده بودن اما من ول نمیکردم اگرم مرده جسدشم باید پیدا کنم .
روی کاناپه نشسته بودم داشتم الکل میخوردم روزی ۵تا شیشه میخوردم حالم اصلا خوب نبود ۸بار میخواستم خودکشی کنم اما نشد.
گوشیم زنگ خورد بابام بود
ب.ک :الو کوک پسرم خوبی ؟
_خودت چی فکر میکنی (پوزخند )
ب.ک :راستش یکی از بادیگارد های ا.ت رو پیدا کردیم بیا عمارت شرقی اینجاس
_اومدم
رفتم سمت عمارت دیدم بادیگاردش اونجاس رفتم سمت بادیگاردش
_ا.ت کجاس (داد)
ب.ک :أروم باش کوک
(علامت بادیگارد/)
/راستش ارباب خانم توی این دو سال اصلا وضعیت خوبی نداشتن هر بار خواستم بهتون بگم نزاشتن ایشون اصلا آمریکا نرفتن و هرچیزی که به مادرشون گفتن دروغ بود و ایشون از اینکه من اینجام هم خبر ندارن،ایشون رفتن آلمان ولی نمیتونم آدرس دقیق بدم بهتون چون توی یک عمارت نمیمونن اما فک کنم الان بدونم کجان
_زود باشین راه بیوفتین بریم بدو بابا
ب.ک:باشه پسرم ،تو چیزی به کسی نمیگی فهمیدی الآنم بیا راهو نشون بده با ما میای ا.ت ویو :
- ۱۲.۸k
- ۰۱ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط