کسخلان گروگان
ادامه پارت ⁴¹
همه سرشون گرم بود و منم دست بردم و لیوان PP رو برداشتم💩
نی داخلش رو برداشتم و یه نگاه به محتویات داخلش کردم☕
از اونجایی که لیوانش شیشه ای نبود دیده نمیشد و باید داخلش رو نگاه میکرد
لیوان بزرگ بود و نصفش خورده شده بود اما خیلی مونده بود
به چه سرعت انقد خورد؟؟😐
نی رو انداختم رو میز و یه جا سر کشیدم
یوزوها: قورت قورت قورتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت😃
همه برگشتم سمتم
لیوان رو پایین آوردم و دیدم با نگاه این چه شکری خورد داشتن نگام میکردن
یوزوها: هوم؟
چیفویو: الان... دستشویی... پکه جی رو... خوردی... ؟🤢
هینا پرید بهم: شاسکول روانیییییییییییی چرا خوردیششششششششششش😧
اما: من که گفتم تو خوردیششششششش اینم مدرککککککککککک😦
یوزوها: احمق الان خوردمممممممممممم🤯
سنجو: تو گوه خوردیییییییییییییی😰🔪
هاکای: خب واقعا هم گوه خورد...😶
یوزوها: داداش...؟ تو کی اومدی...؟🤨
هاکای: #_#
شینچیرو: ولی الان... اینا دارن برای ریدمان پکه جی دعوا میکنن؟؟🤔
همه: سوال ما هم هستتتتتتتتتتتتت
کایا: چه همزمان
کیوکا: برین گروه سرود بونتن رو راه بندازین
هینا رو کرد به بقیه: اونجوری نگا نکنین احمقا... قهوه بود، فقط چون شیر قاطیش کرده بودیم طعمش فرق داشت🥛
ران: ولی گفت... بدمزه بود...🤢
اما: اونو دیگه نمیدونیم...🤷🏻♀️
یوزوها: ... چون نی رو کرده بودم تو دستشویی پکه جی💩
..........
....
همه: %_%
هینا: ... چی؟
یوزوها: قرار بود شما بخور_ گوه خوردمممممممممممممم😫
اما: میکشمتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت🔪🤬
هینا: خونت حلالهههههههههههههههه😠
سنجو: نفسسسسسسسس کششششششششششش😡
یوزوها: عرررررررررررررررررررررررر😨
فراریدم از دست این گاومیش های رم کرده🐃
کایا: یوزوها مرد...😦
کیوکا: اوهوم😛
یوزوها: بدبختتتتتتتت انتقامت رو گرفتممممممم اینجوری ولم میکنی به امون خدااااااااااا؟؟؟؟؟؟😨
کیوکا: عه وا راستم... دخترا ولش کنین وگرنه سگ میشم پاچه میگیرم😬
همه وایستادن
هینا: نه تروخدا😧
اما: گوه خوردیم😶
سنجو: نخیر خوب کاری کردیم😐
بعد یکی زد پس کله م
سنجو: حالا گوه خوردیم🙂
یوزوها: &_&
کیوکا: @_@
کایا: حالا چرا دقیقا...؟😐
کیوکا: چرا بهش گفتین دستشویی پکه جی عه...؟😶
هینا: کرم؟😗
یوزوها: به نکته مثبت نگاه کن، انتقامت رو گرفتیم😃
کیوکا: بلی، دستت طلا😀
یوزوها: قربانت😎
مایکی سرش رو چرخوند سمت هاکای
مایکی: یوزوها چان.... این شکلی بود...؟😦
هاکای: منم نمیدونم%_%
~~~
تیمام
اهم
تنها کامنتی که برای این پارت مجازه استیکره...
نه واستا یه کار دیگه
کامنت ممنوع برای این پارت، پارت بعد عه
هرکی بگه پارت بعد یعنی نخونده...👁️👄👁️
حمایت؟
#انیمه
#توکیو_ریونجرز
#مایکی
#کسخلان_گروگان
همه سرشون گرم بود و منم دست بردم و لیوان PP رو برداشتم💩
نی داخلش رو برداشتم و یه نگاه به محتویات داخلش کردم☕
از اونجایی که لیوانش شیشه ای نبود دیده نمیشد و باید داخلش رو نگاه میکرد
لیوان بزرگ بود و نصفش خورده شده بود اما خیلی مونده بود
به چه سرعت انقد خورد؟؟😐
نی رو انداختم رو میز و یه جا سر کشیدم
یوزوها: قورت قورت قورتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت😃
همه برگشتم سمتم
لیوان رو پایین آوردم و دیدم با نگاه این چه شکری خورد داشتن نگام میکردن
یوزوها: هوم؟
چیفویو: الان... دستشویی... پکه جی رو... خوردی... ؟🤢
هینا پرید بهم: شاسکول روانیییییییییییی چرا خوردیششششششششششش😧
اما: من که گفتم تو خوردیششششششش اینم مدرککککککککککک😦
یوزوها: احمق الان خوردمممممممممممم🤯
سنجو: تو گوه خوردیییییییییییییی😰🔪
هاکای: خب واقعا هم گوه خورد...😶
یوزوها: داداش...؟ تو کی اومدی...؟🤨
هاکای: #_#
شینچیرو: ولی الان... اینا دارن برای ریدمان پکه جی دعوا میکنن؟؟🤔
همه: سوال ما هم هستتتتتتتتتتتتت
کایا: چه همزمان
کیوکا: برین گروه سرود بونتن رو راه بندازین
هینا رو کرد به بقیه: اونجوری نگا نکنین احمقا... قهوه بود، فقط چون شیر قاطیش کرده بودیم طعمش فرق داشت🥛
ران: ولی گفت... بدمزه بود...🤢
اما: اونو دیگه نمیدونیم...🤷🏻♀️
یوزوها: ... چون نی رو کرده بودم تو دستشویی پکه جی💩
..........
....
همه: %_%
هینا: ... چی؟
یوزوها: قرار بود شما بخور_ گوه خوردمممممممممممممم😫
اما: میکشمتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت🔪🤬
هینا: خونت حلالهههههههههههههههه😠
سنجو: نفسسسسسسسس کششششششششششش😡
یوزوها: عرررررررررررررررررررررررر😨
فراریدم از دست این گاومیش های رم کرده🐃
کایا: یوزوها مرد...😦
کیوکا: اوهوم😛
یوزوها: بدبختتتتتتتت انتقامت رو گرفتممممممم اینجوری ولم میکنی به امون خدااااااااااا؟؟؟؟؟؟😨
کیوکا: عه وا راستم... دخترا ولش کنین وگرنه سگ میشم پاچه میگیرم😬
همه وایستادن
هینا: نه تروخدا😧
اما: گوه خوردیم😶
سنجو: نخیر خوب کاری کردیم😐
بعد یکی زد پس کله م
سنجو: حالا گوه خوردیم🙂
یوزوها: &_&
کیوکا: @_@
کایا: حالا چرا دقیقا...؟😐
کیوکا: چرا بهش گفتین دستشویی پکه جی عه...؟😶
هینا: کرم؟😗
یوزوها: به نکته مثبت نگاه کن، انتقامت رو گرفتیم😃
کیوکا: بلی، دستت طلا😀
یوزوها: قربانت😎
مایکی سرش رو چرخوند سمت هاکای
مایکی: یوزوها چان.... این شکلی بود...؟😦
هاکای: منم نمیدونم%_%
~~~
تیمام
اهم
تنها کامنتی که برای این پارت مجازه استیکره...
نه واستا یه کار دیگه
کامنت ممنوع برای این پارت، پارت بعد عه
هرکی بگه پارت بعد یعنی نخونده...👁️👄👁️
حمایت؟
#انیمه
#توکیو_ریونجرز
#مایکی
#کسخلان_گروگان
- ۷.۸k
- ۰۸ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط