_ا/تم

_ا/تم
چیزی نگفتی
_ا/ت قهری
بازم حوابش رو ندادی.
سر اینکه اسم بچه اتون رو چی بزارید دعوا افتاده بودید و توهم لج کرده بودی و بابا کوک قهر کردی.
_اصلا اسم بچه رو تو انتخاب کن
بهش چیزی نگفتی و مشغول شام درست کردن برای خودت شدی.
_ا/ت واسه منم درست کنی ها.
ا اشو در آوردی که زد زیر خنده.
شام رو درست کردی و مشغول خوردن بودی که کوک با لحن مظلومانه ای گفت:
_پس من چی بیب
-امشب هرچی دوست داری بخور...تو خونه هم که چیزی نداریم...فقط ترب هست
_ا/ت
-بله
ترب رو از توی یجال برداشت و شستش.
(گیف)
نگاهی بهش کردی و آروم رفتی کنارش نشستی و قاشق رو جلوی دهنش گرفتی که لبخند خوشحالی زد و قاشق رو هورت کشید.

من حوصله ی یک ساعت مقدمه چینس رو دیگه ندارم یا لایک میکنید یا .... نمیدونم باهاتون چیکار کنم که لایک کنید😂

✾ BANGTEN ༅ • #jungkook ༅ •#cute_girl
----
༄ #J_u_n_g_k_o_o_k
دیدگاه ها (۴)

تمرین تقریباً تموم شده بود و ات با تمام توانش سعی می‌کرد آخر...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

وقتی پریود بودی💙پارت ۲از خواب بیدار شدم...حقیقتا خیلی خوب بو...

P23موهاش رو روی شونه هاش ریخت و از اتاق خارج شد،باباش مشغول ...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

Forbidden love⑤دو ماه بعدرینا: ا/تا/ت: جانمرینا: امروز با اس...

اولین فیکم😄سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟙: برخورد اولسئول، ساعت هشت صبح.ص...

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

𝐓𝐫𝐨𝐮𝐛𝐥𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 | عشق دردسرساز 𝐏𝐚𝐫𝐭 : 𝟐 فردای اون روز، وقتی وا...

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.60(روایت از زبان ا.ت)بع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط