سناریوی باکوگو و میدوریا باکودکو

{سناریوی شماره ۲}
||پارت ششم||
نام سناریوی:
《دلم برات تنگ میشه》
از اتاق اومدم بیرون و لامپ رو خاموش کرد که بیدار نشه که چشمم به مامان میدوریا افتاده👀⚡️که داره با پرستاره حرف میزنه

باکوگو " 😳
حالا چی بگم ؟؟؟؟
مامانم یعنی بهش چی گفته ؟؟؟
اسم منم اورده؟ ؟؟
آره دیگه اورده و اگر نه اون از کجا خبر داره 😫
عهههه حالا برم آیا بمونم ؟؟؟
کاش نمی‌ اومدددددد

(نویسنده" کاش واقعا نمی امد والااااا )

رفتم سمتش آروم و گفت"س.... سلام خاله خوبین
انگار گریه کرده بود خیلی خیلی ناراحت بود
گفت " می...میدوریا کجاست؟
باکوگو‌" لطفا دنبال بیاین
اومدیم تو اتاق و چراغ رو روشن کردم تا چشمش به میدوریا اوفتاد چشماش پرشد اشک شد

خیلی خیلی براش ناراحت شدم همش تقسیر منه

به مامان میدوریا گفتم " خ...خب دیگه من میرم خدانگهدار

بعد رفتم بیرون و تنها شون گزاشتم و رفتم سمت خونه
دلم میخواست گریه کنم...

از زبون میدوریا

باکوگو " " آهاااا ی نفله خوبی ؟ دیگه درد نداری ؟

د... دوست داشتم جوابش بدم ولی انگار دهن قفل کرده بودن
باکوگو " با تو بودماااااااا
سرم خیلی سنگین بود ولی آروم تکونش دادم که بهش بگم آره
باکوگو " حرف بزن ( ' - ' )

سرم خیلی سنگین بود نمی‌تونستم سر گردن نگهش دارم آروم گذاشتم این سر بالشت و گفتم آره

انگار همه جا داشت تاریک می‌شد هیچی نمی‌فهمیدم
آخرین حرفی که فهمیدم همین بود

باکوگو " هوی نفله وقتی با

بعدش دیگه چی یادم نمیاد

* فردا صبح *

چشامو آروم باز کردم دیشب چی شد هیچی یادم نمیاد
اینور اونور نگاه کردم باکوگو نبود ؟؟

سلام گذاشتم سر بالش و منتظرش موندم

چند دقیقه گذشت نیومد

نگران شدم خواستم از جام بلند شم برم دنبالش

مامانم از در اومد تو
مامان میدوریا " ایزوکو کی بیدار شدی پسرم

بعد در حالی که گریه میکرد محکم بغلم کرد منم بغلش کردم

ولی...

هنوز تو این فکر بودم که باکوگو کجاست ؟

ادامه دارد
دیدگاه ها (۱۰)

پارت چهاردهم🧡💚قلبی که به تو تعلق داره باکودکو باکوگو: ...

#عشق در نگاه او part 4ویو سالی رفتم رو تخت دراز کشیدم همش دا...

چند پارتی

سرنوشت پارت(۶)ویو تهیونگ: بعد اینکه ا/ت رو گزاشتم تو اتاق رف...

سناریو:زخم التیامی/پارت ۶**باکوگو**اتوبوس راه افتاد. بالاخره...

پارت ۲ :تو فکر اون دختره بودم که مامان اومد تو و کنارم رو مب...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۱ات ویو مامانمینا زنگ زدن جواب دادم ات: سلامممممم. ا ب....

آواز عشق♣️part8♣️ویو ا/تدر باز شد و یه خانم میانسال اومد داخ...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part55صدای جیغ و دادای مامان میومدمامان:نفسسس...

عشق اشتباه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط