{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

RESPECT OR DIE : پارت نهم

RESPECT OR DIE : پارت نهم


پشت عکس یک جمله نوشته شده بود:
«اگر می‌خواهی حقیقت را بدانی امشب به من اعتماد کن»

ناگهان صدای قفل شدن در از پشت سرش آمد...
نیلا برگشت...
— کی اونجاست؟

سکوت...
بعد صدای قدم‌هایی آرام در تاریکی...
یک صدا از پشت سرش بلند شد...
+گفتم تنها بیا

نیلا خشک شد...
آرام برگشت...
جونگ‌کوک درست پشت سرش ایستاده بود....
چهره‌اش سردتر از همیشه بود...
نیلا عکس را محکم در دستش فشرد...
— تو گفتی این آدرس برای یه نفره

جونگ‌کوک چند لحظه به عکس نگاه کرد...
+برای یه نفر نبود

نیلا اخم کرد...
— پس برای چی منو کشوندی اینجا؟

جونگ‌کوک یک قدم جلو آمد...
+برای اینکه بفهمی چه کسی داره از برادرت استفاده می‌کنه

نیلا با ناباوری نگاهش کرد....
— و تو از کجا می‌دونی؟

جونگ‌کوک مکث کرد...
+چون اون آدم

نگاهش مستقیم روی نیلا ثابت ماند...
+از آدمای منه

نیلا چند ثانیه فقط به جونگ‌کوک خیره ماند...
— یعنی چی از آدمای توئه؟

جونگ‌کوک جواب نداد...
آرام به سمت میز رفت و پوشه‌ای را برداشت...
پوشه را روی میز گذاشت...
+این رو بخون

نیلا جلو رفت و پوشه را باز کرد....

ادامه دارد ...
دیدگاه ها (۰)

LESSON

پارت دوم | یک قدم تا دشمنباران آرام روی شیشه‌های ماشین می‌زد...

قلبی در قلمرو دشمنپارت یک — آغاز بازیباران آرامی روی خیابان‌...

فیک تهکوک وارث زار

In the Embrace of DarknessPART 2صبح روز بعد...جونگ‌کوک جلوی ...

معامله p21جونگ‌کوک چند لحظه در سکوت نشست.بعد نفس عمیقی کشید....

پارت چهارم | چیزی که نباید می‌فهمیدصبح با سکوت سنگینی شروع ش...

🖤 پارت ۱ | «دردسر پشت در»لانا هنوز جلوی درِ عمارت ایستاده بو...

White Lotus | Part 33سه سال گذشته بود.سوآ بعد از پایان تور ج...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:²⁷ویو: اتصدای شلیک هنوز توی گوشم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط