سناریو ساسونارو
نقاب تنهایی
پارت ۴
ناروتو پس می افته که کاکاشی اونو از پشت میگیره توجه همه به ناروتو جلب میشه
❄: هی ناروتو چی شد
🎀: ناروتو حالت خوبه...ناروتو
ناروتو چشماشو باز میکنه و خیلی سریع نفس میکشه نمی تونست رو پاش وایسته برای همین سرشو تکیه میده به کاکاشی
🎀: ناروتو 😟
چشمای ناروتو بسته بودن اروم اروم سعی میکنه چشماشو باز و بعد از سعی کردن چشماشو نیمه بسته باز میکنه همه با چهره های نگران بهش نگاه میکردن
ساکورا دستشو گذاشت رو سر ناروتو
🎀: ناروتو چی شد خوبی
ناروتو نگاهی به ساکورا میکنه و با لکنت میگه
🍥: ...چ.چیزی.ن.نیست..ف.قط.ا.اینجا..ال.فا زیاده..فو.رو.ممو.ناشون..داره..روم..اثر..می.ذاره..دا.رم..خفه..می.شم
همه به همنگاه میکنن کاکاشی اهی کشید
❄: ناروتو بیا بریم میتونی راه بیای
ناروتو سرشو به معنی نه تکون داد چون هم حال تهوع داشت و هم سرش گیج میرفت و بزور رو پاش وایستاده بود
کاکاشی ناروتو رو بغل کرد
❄: الان داریم میریم باشه
ناروتو یکی از چشماشو باز میکنه و کاکاشی نگاه میکنه
🍥: کاکاشی سنسه
❄: تو استراحت کن
ناروتو چشماشو میبنده و سرشو تکیه میده به سینه ی کاکاشی
❄: خب ما داریم میریم نمی تونیم زیاد اینجا بمونیم بچه ها راه بیوفتین
کاکاشی رفت ساسوکه و ساکورا هم دنبالش رفتن
هیناتا: به نظرت ناروتو کون حالش خوبه
شیکا: خوب میشه نا سلامتی یه جینچوریکیه چیزیش نمیشه
اینو : امیدوارم حالش خوب شه
شینو: خب معلومه اون یه امگاست نمیتونه زیاد ببن الفاها بمونه اونم وقتی این همه الفا اینجاست
تنتن : اره همین طوره
نجی: خب بچه ها ما هم باید بریم
..............................................................
کاکاشی به راهش ادامه میداد ساکورا و ساسوکه هم پشتش می اومدن ناروتو چشماشو بسته و اهسته نفس میکشید با یکی از دستاش جلیقهی کاکاشی رو اروم گرفته بود موهاش تو باد تکون میخوردن صورتش خیلی معصوم و ناز بود ساکورا به ناروتو نگاه کرد و
🎀: کاکاشی سنسه حالش خوبه☹
🎀: خوب میشه اخه خیلی حالش بد بود
کاکاشی نگاهی به ناروتو کرد و دستشو گذاشت رو پیشونی ناروتو موهاشو کنار زد
❄: خوب میشه اونجا بود انرژیش تموم شد وگرنه خوبه
💙: چرا یهو اینطوری واکنش نشون داد
❄: چون بدن ناروتو از بقیهی امگا ها ضعیف تر نمی تونه نمی تونه زیاد بین اون همه الفا بمونه ولی حالش خوب میشه فقط باید استراحت کنه
🎀: امیدوارم حالش خوب شه
❄: فعلا میریم خونهی ناروتو
💙🎀: باشه
_________________________________
پایان😄
پارت ۴
ناروتو پس می افته که کاکاشی اونو از پشت میگیره توجه همه به ناروتو جلب میشه
❄: هی ناروتو چی شد
🎀: ناروتو حالت خوبه...ناروتو
ناروتو چشماشو باز میکنه و خیلی سریع نفس میکشه نمی تونست رو پاش وایسته برای همین سرشو تکیه میده به کاکاشی
🎀: ناروتو 😟
چشمای ناروتو بسته بودن اروم اروم سعی میکنه چشماشو باز و بعد از سعی کردن چشماشو نیمه بسته باز میکنه همه با چهره های نگران بهش نگاه میکردن
ساکورا دستشو گذاشت رو سر ناروتو
🎀: ناروتو چی شد خوبی
ناروتو نگاهی به ساکورا میکنه و با لکنت میگه
🍥: ...چ.چیزی.ن.نیست..ف.قط.ا.اینجا..ال.فا زیاده..فو.رو.ممو.ناشون..داره..روم..اثر..می.ذاره..دا.رم..خفه..می.شم
همه به همنگاه میکنن کاکاشی اهی کشید
❄: ناروتو بیا بریم میتونی راه بیای
ناروتو سرشو به معنی نه تکون داد چون هم حال تهوع داشت و هم سرش گیج میرفت و بزور رو پاش وایستاده بود
کاکاشی ناروتو رو بغل کرد
❄: الان داریم میریم باشه
ناروتو یکی از چشماشو باز میکنه و کاکاشی نگاه میکنه
🍥: کاکاشی سنسه
❄: تو استراحت کن
ناروتو چشماشو میبنده و سرشو تکیه میده به سینه ی کاکاشی
❄: خب ما داریم میریم نمی تونیم زیاد اینجا بمونیم بچه ها راه بیوفتین
کاکاشی رفت ساسوکه و ساکورا هم دنبالش رفتن
هیناتا: به نظرت ناروتو کون حالش خوبه
شیکا: خوب میشه نا سلامتی یه جینچوریکیه چیزیش نمیشه
اینو : امیدوارم حالش خوب شه
شینو: خب معلومه اون یه امگاست نمیتونه زیاد ببن الفاها بمونه اونم وقتی این همه الفا اینجاست
تنتن : اره همین طوره
نجی: خب بچه ها ما هم باید بریم
..............................................................
کاکاشی به راهش ادامه میداد ساکورا و ساسوکه هم پشتش می اومدن ناروتو چشماشو بسته و اهسته نفس میکشید با یکی از دستاش جلیقهی کاکاشی رو اروم گرفته بود موهاش تو باد تکون میخوردن صورتش خیلی معصوم و ناز بود ساکورا به ناروتو نگاه کرد و
🎀: کاکاشی سنسه حالش خوبه☹
🎀: خوب میشه اخه خیلی حالش بد بود
کاکاشی نگاهی به ناروتو کرد و دستشو گذاشت رو پیشونی ناروتو موهاشو کنار زد
❄: خوب میشه اونجا بود انرژیش تموم شد وگرنه خوبه
💙: چرا یهو اینطوری واکنش نشون داد
❄: چون بدن ناروتو از بقیهی امگا ها ضعیف تر نمی تونه نمی تونه زیاد بین اون همه الفا بمونه ولی حالش خوب میشه فقط باید استراحت کنه
🎀: امیدوارم حالش خوب شه
❄: فعلا میریم خونهی ناروتو
💙🎀: باشه
_________________________________
پایان😄
- ۳۴.۲k
- ۰۵ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط