{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دو قطب مخالف🧡💙

دو قطب مخالف🧡💙

# قسمت ۳۰: «اعتراف به همه» 🔥❄️

**صحنه ۱ - داخلی: کافه‌ی دانشگاه - شب**

ناروتو، ساسکه، ساکورا، کاکاشی و اوبیتو دور یه میز بزرگ نشستن. یه جمع کوچیک و صمیمی.

ناروتو نفس عمیقی می‌کشه.

**ناروتو:** خب... میخوام یه چیزی بگم. من و ساسکه... با همیم.

سکوت.

کاکاشی ابرویی بالا میندازه. اوبیتو لبخندی میزنه. ساکورا دستاشو به هم میزنه.

**ساکورا:** بالاخره! خدایا چقدر طول کشید!

**ناروتو:** *(قرمز میشه)* هی!

**کاکاشی:** *(آروم، با لبخند زیر ماسک)* از اول مشخص بود.

---

ساسکه که تا الان ساکت بوده، دستشو میذاره روی دست ناروتو روی میز - جلوی همه، بدون هیچ توضیحی.

ناروتو به دستاشون نگاه می‌کنه، بعد به ساسکه. ساسکه فقط نگاهش می‌کنه.

**ناروتو:** *(زیر لب، فقط برای ساسکه)* جلوی همه؟

**ساسکه:** *(زیر لب)* مگه مشکلیه؟

ناروتو مثل لبو قرمز میشه ولی دستشو نمیکشه.

اوبیتو این صحنه رو میبینه و بعد به کاکاشی نگاه می‌کنه. کاکاشی هم داره نگاهش می‌کنه. یه لحظه چشم تو چشم میشن.

**اوبیتو:** *(آروم)* ما چی؟

**کاکاشی:** *(بعد از مکث، زیر لب)* ...ما هم.

**پایان قسمت ۳۰**
دیدگاه ها (۲)

آماده ای داداش؟😂قراره بدبخت شیم🤣🤣البته من یکم ذوق دارم بخاطر...

سفید و سیاه🤍🖤# قسمت ۲۹: «همه میفهمن» 🤍🖤**صحنه ۱ - داخلی: کاف...

دو قطب مخالف💙🧡# قسمت ۲۸: «اوبیتو» 🔥❄️**صحنه ۱ - داخلی: راهرو...

دو قطب مخالف💙🧡پارت دوازدهم✨️💫# قسمت ۱۲: «شب اول اردو» 🔥❄️**ص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط