شوهر یا ارباب

فردا صبح
ویوی مین
از خواب بیدار شدم کل بدنم درد می کرد واقعا از این پسره روانی بدم میاد مگه اون کیه کنه که باید میدونستم اما نمی دونم
آه ولش کن بابا
رفتم حموم و مسواکم زدم و اومدم بیرون لباسام رو پوشیدم واو چقدر این لباس خرسیه بهم میومد و مو هام رو خشک کردم و بستم خیلی گشنم بود پس رفتم پایین دیدم آجوما هم اومده
+سلام آجوما(لبخند)
§سلام خانم...ببخشید دخالت می کنم اما چیزی شده؟
+نه چطور
§اخه اون روز که دیدمتون خیلی ناراحت بودید اما الان خیلی خوشحالین
+نه به خاطر اینه که فهمیدم دیگه نمیشه کاریش کرد و کاریه که شده...بعدشم دوست داری همیشه ناراحت باشم؟(ناراحتی فیک و کیوت)
§نه خانم همچین قستی ندارم ببخشید که حرفم رو ندونسته زدم
+نه بابا این چه حرفیه منم شوخی کردم
+آجوما جونم غذا چی داریم؟
§شما بشینید تا من پنکیکتون رو بیارم
+باشه اما اگه کمک می خوای بیام
§نه خانم راحت باشید
+اوکی
آجوما غذای مین سو رو آورد
+دستت درد نکنه آجوما
§مرسی خوشحال میشم که نظرتون رو در مورد غذا بگین چون اولین بار یه که براتون غذا درست می کنم
مین یه تیکه رو خورد
+عالیه آجوما
§نظر لطفتونه(لبخند)
یدفه مین سو بغض می کنه
§خانم چیزی شده
+نه فقط یاد مامانم افتادم دسپختش مثل شما خوب بود البته دور از جون شما
§مرسی خانم اما لطفاً دیگه بغض نکنید ناراحت میشم
+ببخشید
مین سو غذاش رو خورد که یدفه کوک اومد پایین
دیدگاه ها (۳)

وقتی ا ن تو رو به سرپرستی میگیره و...p23 ا.ت . کبودی ؟ کو ک...

سناریو سو پارت اخر

From hate to lovePart:5 بعدش از خونه زدم بیرون سوار ماشینم ش...

Do I love him, or do I hate him?P¹⁵بعد از کلی کل کل رفتیم خو...

the missing link part²⁴جلوتر رفتم قلبم با شتابی دو برابر خون...

با زی حسادت 🍷💋⛓️

《اسیر یک قرارداد》پارت ¹¹ویو سومیاورفتیم طبقه پایین و روی مبل...

پارت ۲۱

↤↤↤↤↤ 𝓙𝓮𝓪𝓵𝓸𝓾𝓼𝔂 𝓰𝓪𝓶𝓮 ↦↦↦↦↦

Iove and the moonPart51♡ویو مهمانی● ساعت هشت شب بود و من و ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط