{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

-چند روزی است که حالم دیدنی است..

-چند روزی است که حالم دیدنی است..
-حال من از این و آن پرسیدنی است..
-گاه بر روی زمین زل می‌زنم..
-گاه بر حافظ تفأل می‌زنم..
-حافظ دیوانه فالم را گرفت
یک غزل آمد که حالم را گرفت:
"ما ز یاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آنچه میپنداشتیم"
دیدگاه ها (۷)

دختر_زیبا

Part "69"☆ویو تهیونگ☆پشت میز چوبیِ غبارگرفته ایستادیم. کشوها...

پارت: 4 (بخش1) **زاویه دید: زین**نورِ آبی‌رنگ و زننده‌ی صفحه...

رمان لونا و ویلیام -قسمت آخربخش۲

𝐏𝐚𝐫𝐭: ➎⓿صبح زود، ماشین جلوی خانه‌ی قدیمی پدرم توقف کرد.ساختم...

007-پنهان در مه - پارت ۶۲

دیدار باتو (پارت ۱)

چند پارتی از جانگ کوکرمان: وصلتِ آتش و یخقسمت اول: خبرِ بمب‌...

قصه هجدهم: حر بن یزید ریاحی

چند پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط