p³

p³

« اهم دوستان من یه تغییر تو پارت قبل دادم که بجای اینکه جیمین بره دونگدامون کلا از سئول رفته به بوسان و میخواد برای قرارداد و معامله برگرده سئول »

" دو روز بعد.. ات ویو "

داشتم توی فروشگاه خرید میکردم..

و دنبال ماست پروبیوتیک بودم..

( فقط منم عاشق ماست پروبیوتیکم؟ )

همینطوری عقب عقب میرفتم و یخچال هارو نگاه میکردم

تا اینکه به چیزی

یا بهتره بگم به یه کسی برخوردم

برگشتم عذرخواهی کنم.. ولی با کسی که دیدم

خشکم زد

احساس کردم نفسم بالا نمیاد

قلبم روی ۱٠٠٠٠٠٠٠0٠٠ میزد

داشتم سکته میکردم

_ خیلی شرمندم *با لحن متعجب*

+ ج..جی.. جی.جیمین

_ من شمارو میشناسم؟! *سرد*

+ جیمین من میشناسمت میدونم داری اَدا در میاری.. میدونی من کیم

_ خب؟ چیکار کنم؟ بیام بوست کنم؟

+ نه.. خوشحال نیستی منو دیدی؟

_ چه خوشحالی؟ با دیدن یه جـ.ـنده خوشحال میشم؟

جیمین ویو:

الان خوشحالم؟ یا ناراحت؟ یا عصبانی؟

نه.. من عاشقم

عاشق اتم..

+ چیمیگی.. درست حرف بزن

با هر فحشی که میدادم بهش قلبم ترک میخورد

شاید ازش متنفرم

خودمم نمیدونم

+ جیمین.. خواهش میکنم.. لطفا.. بیا برگردیم بهم.. من کل این دوسال نابود شدم

_ هه.. صبر کن که برگردیم

و بدون هیچ حرفی از فروشگاه بیرون اومدم

ولی ات دنبالم راه افتاد

_ کجا میای

+ جیمین بیا حرف بزنیم این کارا چیه

_ من حرفی با تو ندارم

+ اخه چرا عزیزم

_ به من نگو عزیزم

+ خب بگم عشقم؟

_ نه

+ بگم زندگیم؟

_ بسه

+ بگم پسرم؟

_ خفه شو

+ بگم عمرم؟

_ کیم ات همین الان بس کن

+ بگم بابایی؟

_ همین الان خفه شو نشنوم صدای چندشتو *داد*

+ *بغض*

به راهم ادامه دادم ولی دنبالم راه افتاد

+ جیمین فقط با یکم حرف میتونـ...

کنترلم رو از دست دادم..

و نفهمیدم چیشد دستم با شتاب روی گونش فرود اومد..

زدمش؟

سیلی زدم بهش؟

+ ت.تو چی.چیکار کردی؟

_ زدمت

+ ا.اخه چرا

_ چون حقت بود

چی دارم میگم؟ به دختری که یه روز تمام زندگیم بود سیلی زدم و میگم حقت بود؟

چم شده؟
دیدگاه ها (۱۱)

یه چیزی بهتون بگماگه زندگیم بخواد همینجوری پیش بره میرم امین...

چند پارتی

پارت ۱۳دید ات نیست که همون موقع جیمین اومد و گفت چیشد ؟ تهیو...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۴با کوک رفتیم یه پاساژ یه هودی ckبرداشت و حساب کردم و ب...

شب تولدم فصل3پارت18جیمین: چیشده پرنسس چرا گریه میکنیات: جیمی...

contact 🍷#contract 𝑃𝑇6ویو هویج:چند روز بود جیمین با ات حرف ن...

پارت ²که سرشو آورد بالا..الان باید کجا میرفت..اون جایی رو ند...

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۶۶| بعد از اون همه...

وقتی آیدل بودین و از هم جدا شده بودین...#دوپارتیپارت¹همچی عا...

𓆩 پارت ۵۵ 𓆪 🖤ات گوشی رو روی میز گذاشت و به جیمین خیره شد.— ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط