#پسران_بد_دبیرستان_ما

#پسران_بد_دبیرستان_ما
پارت ۱۷
دست یک پسر روی شونه لخت صدف قرار میگیره صدف در سریع ترین حالت ممکن بر میگرده
صدف:هی معلوم هس داری چیکار میکنی؟
پسر : هی اروم باش ما الان تو یک محیط شلوغیم کاری باهات ندارم راستی میشه باهم وقت
بگذرونیم؟
صدف نگاه پر سوالی به دخترا انداخت و قتی مطمئن شد دخترا مشکلی ندارن قبول کرد
(پسر_
صدف+)
_میتونی در مورد خودت یکم بهم بگی خیلی کنجکاوم
+اره
+ خب من یه دختر شرم خیلی بازیگوش بادوستام که فکر کنم میشناسیشون باهم زندگی میکنم بر عکس هانا که فکر کنم اونم میشناسی اصلا دنبال توجه پسرا نیستم و این لباسا هم فقط بخاطر این بود که خیلی انگار غیر عادی بودیم
_اره دیدم ولی تو اونم خوشگل بودی
+وشما؟
_اها من چانیولم منم ۱۲ تا دوس دارم که باهم زندگی میکنیم عاشق بسکتبالم و همینطور تو
+ اها
+چی وایسا یبار دیگه جمله اخر رو بگو
_عاشق بسکتبالم و همینطور تو
+ یعنی چی عاشق منی؟؟
_یعنی باید برات عشق رو معنی کنم؟
_خب عش..
که صدف حرفش رو قطع میکنه
+نه بابا خودم معنی عشق رو میدونم منظورم اینه از چیه من خوشت میاد
_...
دیدگاه ها (۱۲)

{ مافیایی برای من }پارت:۱۰رفت تو اتاق:+سلام یونگی /سلام هیون...

I'm not jealous part 58میدونستم این یعنی پایان رابطه ی چند ر...

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : چهارم » ( بریم سراغ تهکوک که چجوری آ...

سناریو قفل آبی

چند پارتی جونگ کوک | قرار قلابییک روز خیلی عادی رفتم تا نمای...

پارت ۹و رفت تو اتاق و همینطور که پاهام دور کمرش حلقه بودو با...

چند پارتی.. وقتی زیر بارون بهت اعتراف میکنه.. Part 1(ویو ا.ت...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②③_بخش دوم_"بهشون گفتم برن تا بت...

می دونین ته این المپیادهای علمی امثال اینا چیه ؟!#مقاله #علم...

کی گفته قرارداد اسلام آباد , خیلی خوب بوده ؟!#قالیباف ؟!که ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط