{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌‌

‌‌
پنج شنبه ها كه از راه مى رسند؛ 
قلبم تندتر مى زند!...‌
مثل ميزبانى مى‌شوم كه بايد براى مهمانى جمعه، خودش را آماده كند!...‌
با اين تفاوت كه بايد همراه خانه و كاشانه‌ام؛ دلم را نيز رفت و روب كنم!...‌
راستى! چه معركه‌اى مى‌شود تو مهمانم باشى و من، ميزبانى‌ات را كه نه! افتخار خادمى‌ات را پيدا كنم!...‌‌
ترسم تو بيايى و من آن روز، نباشم!...‌
امير بى قرينه؛ سلام!...‌
‌‌
دیدگاه ها (۴)

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت15ویو اتبوی ضد...

✦ اولین گناه ✦فصل سوم: شکارچی در قفس طلایی---پشت درِ نیمه‌با...

تو که پیشم هستی همه چیز تند تر می شودضربان قلبم تند تر می زن...

تو که پیشم هستی همه چیز تند تر می شودضربان قلبم تند تر می زن...

سلام مولای تنهای و غریب ..سلام ای اخرین سردار ..میترسم از آن...

سلام اقا جان, باز هم من هستم همان که منتظر امدنت عمریست چشم ...

عاشقانه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط