هر روز با تو درددل می کنم و...
هر روز با تو درددل می کنم و...
نجواهایم را به دست تو می سپارم و...
از عمق جان برایت دعا می کنم!...
آن قدر –چه در ظاهر و باطن- صدایت می زنم
تا بیش از پیش باورم شود که می شنوی، هستی و می آیی!...
و من، می خواهم همه ی قانون ها را بشکنم!
آن قدر حلوا حلوا می گویم تا دهانم شیرینم شود!...
سلام یک شنبه روز ما به نیابت از جناب عبدالله-پدر مهربان رسول خدا- تقدیم می شود به محضر نورانی حضرت اباصالح المهدی!...
سلام!... من افتاده ام از پا؛ دستم را بگیر!...
نجواهایم را به دست تو می سپارم و...
از عمق جان برایت دعا می کنم!...
آن قدر –چه در ظاهر و باطن- صدایت می زنم
تا بیش از پیش باورم شود که می شنوی، هستی و می آیی!...
و من، می خواهم همه ی قانون ها را بشکنم!
آن قدر حلوا حلوا می گویم تا دهانم شیرینم شود!...
سلام یک شنبه روز ما به نیابت از جناب عبدالله-پدر مهربان رسول خدا- تقدیم می شود به محضر نورانی حضرت اباصالح المهدی!...
سلام!... من افتاده ام از پا؛ دستم را بگیر!...
- ۴۷۶
- ۲۱ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط