{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سکوت پیست

سکوت پیست

Part:⁵⁴

راکسون:خب حالا که همگی اینجا هستن بریم سر اصل مطلب یعنی معامله!

هوانگ:بله درسته بهتره زود تر شرط ها و نظراتمونو بگیم.

هوانگ:خب آقای جئون شما میتونین محموله هارو با کشتی از ایتالیا به اینجا بیارین؟

_البته!
با ادوارد صحبت میکنم و هر چه زودتر برنامه ریزی میکنیم که محموله ها به دستتون برسن(سرد)

راکسون:بله این عالیه

_اما یچیزی
اینجا همه سود به شما میرسه
من که باید ادوارد رو راضی کنم تا بیاد و باهامون قرار داد ببنده و همینطور باید محموله هارو با کشتی از ایتالیا به اینجا بیارم
این وسط چی به من میرسه جناب راکسون؟

راکسون:نظرتون راجب ی پول گنده چیه؟
شما فقط باید با ادوارد قرار داد ببندی و محموله رو ازش بگیری و بدی ب ما
خودتون هم خوب میدونین که ادوارد از ما خوشش نمیاد و ب هیچ عنوان با ما معامله نمیکنه!
پس فقط شما باید واسطه بشین و محموله هارو به ما بدین

_من پول نمیخوام(جدی)

راکسون:پس چی میخوایین جناب جئون؟

_دخترتون رو جناب راکسون(پوزخند)

با شنیدن این حرف جونگ کوک دلم هری ریخت!
انگاری ی سطل آب یخ روم خالی کردن

این یوپ:هی عوضی چی داری میگی(عصبی و داد)

_من با تو نبودم بچه جون پس خفه خون بگیر(عصبی)

این یوپ:ببین مرد...

هوانگ:کافیه پسر بهتره ما خودمون رو قاطی نکنیم(عصبی)

_خب جناب راکسون نظرتون راجب شرطم چیه؟(پوزخند)

راکسون:...


فقط همینو تونستم بنویسم شرمنده🤧💔
دیدگاه ها (۲۵)

My nurse

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟑ویو اِریااِریا چند ثانیه به صفحه خیره ...

{چند شاتی درخواستی }وقتی بدون ددیت رفتی بار.......‌‌‌پارت:۱د...

پارت ۶۶معامله نهایی« احمقای کند ! اخرین تیکه اعتباری که پیش ...

𝐓𝐡𝐞 𝐒𝐭𝐨𝐫𝐲 𝐨𝐟 𝐎𝐟𝐟𝐢𝐜𝐞𝐫 𝐉𝐞𝐨𝐧Part ¹[ساعت ۱۱ صبح]سولا:لعنت بهش......

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : Seven ویوی تهیونگ :دوباره و دوبا...

P²The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط