فیک جانگ کوک(نفرت نمی گذارد عاشق باشم)پارت۲۰*
از زبان جینا :
وقتی کوک رو اینجوری دیدم نتونستم خودم رو کنترل کنم و زدم زیر کریه و بازم خودم رو نتونستم کنترل کنم و به سوهو گفتم:
جینا:اینا همش تقصیر توئه
جیمین:جیناااا
جینا:چیه جیمین چیه داداشم رو دارم از دست می دم اونم فقط برای لجبازی این خانوم .جیمین اینی که اینجا تو دو قدمیه مرگه بهترین دوست توئه.برادر من یه اشتباه کوچیک کرده فقط می خواسته یه بار با همدانشگاهیش قرار بزتره ولی هم دانشگاهیش کوک رو دوست داشته.جیمین تو خودت یه بار به من خیانت کردی نکردی.
جیمین :من هیچوقت اینکارو نکردم.
سوهو:خفه شین.
از زبان سوهو:
رسیدیم بیمارستان کوک رو انداختیم پشت جیمین و رفتیم تو .
بعد از یک ساعت:
دکتر اومد بیرون :
همسر اقای کوک کدوم یکی از شماها هست؟
سوهو:من هستم
دکتر:خب ...ام... خب ایشون قرص خوردن و به دلیل کمبود بدن به دلیل گریه غذا نخوردن و اینا ایشون خیلی حالشون بد شد ما تمام تلاشمون رو کردیم ولی ایشون به کما رفتن .
من یه لحظه نفهمیدم چی شد ولی دنیا دور سرم چرخید و همه چی سیاه شد.
برای پارت بعد دستمال کاغذی کنارتون باشه از من گفتن بود.
وقتی کوک رو اینجوری دیدم نتونستم خودم رو کنترل کنم و زدم زیر کریه و بازم خودم رو نتونستم کنترل کنم و به سوهو گفتم:
جینا:اینا همش تقصیر توئه
جیمین:جیناااا
جینا:چیه جیمین چیه داداشم رو دارم از دست می دم اونم فقط برای لجبازی این خانوم .جیمین اینی که اینجا تو دو قدمیه مرگه بهترین دوست توئه.برادر من یه اشتباه کوچیک کرده فقط می خواسته یه بار با همدانشگاهیش قرار بزتره ولی هم دانشگاهیش کوک رو دوست داشته.جیمین تو خودت یه بار به من خیانت کردی نکردی.
جیمین :من هیچوقت اینکارو نکردم.
سوهو:خفه شین.
از زبان سوهو:
رسیدیم بیمارستان کوک رو انداختیم پشت جیمین و رفتیم تو .
بعد از یک ساعت:
دکتر اومد بیرون :
همسر اقای کوک کدوم یکی از شماها هست؟
سوهو:من هستم
دکتر:خب ...ام... خب ایشون قرص خوردن و به دلیل کمبود بدن به دلیل گریه غذا نخوردن و اینا ایشون خیلی حالشون بد شد ما تمام تلاشمون رو کردیم ولی ایشون به کما رفتن .
من یه لحظه نفهمیدم چی شد ولی دنیا دور سرم چرخید و همه چی سیاه شد.
برای پارت بعد دستمال کاغذی کنارتون باشه از من گفتن بود.
- ۵۹.۰k
- ۱۸ تیر ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط