{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۲۸

پارت ۲۸

خب خلاصه بگم که جیمین میتونه ات رو نجات بده و همه ی افراد یونگ هو رو میکوشه
ولی یونگ هو فرار میکنه
و الان ات تو عمارت جیمین پیشه جیمینه
🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳

جیمین: بهتره که استراحت کنی
ات: نه من خوبم
جیمین: به اجوما میگم برات پماد بیاره
ات: برای چی
جیمین: احمق دستت کبوده
ات: اها حواسم نبود
جیمین: برو تو اتاقت
ات: باشه پس... میرم
جیمین: خوبه
ات: همیشه باید سرد حرف بزنه.... تو ذهنش....
جیمین: اره مشکل داری
ات: نه راحت باش 😡
جیمین: راحتم
ات: اخ
جیمین: چی شود.... نگران....
جیمین: دستته درد میکنه.... نگران.....
ات: اره
جیمین: بیا برات پماد بزنم
ات: نه نمیخوام

جیمین ات رو میگیره میزاره کنار میز و خودش هم پشتش قرار میگیره و شروع میکنه به پماد زدن و خیلی برای ات دردناک بود چون پوستش
خیلی میسوخت سعی کرد دستشو که توسط جیمین گرفته شده رها کنه اما جیمین قوی تر از این حرفا بود که بزاره ات فرار کنه و ات شروع میکنه به گریه کردن

ات: ولم کن خیلی میسوزه
جیمین: انقدر تکون نخور
ات: هق بسه

جیمین ات رو بر میگردونه و میزاره روی میز

شرایط پارت بعد

لایک =۲۰
کامنت = ۱۵
دیدگاه ها (۱۹)

#میکاپ_آرتیست_من

╭─────────────── 🌷 ───────────────╮✦ پارت ۸ | حسی که نمی‌شد ...

𓆩 پارت ۵۳ 𓆪 🖤جیمین هنوز داشت به ات می‌خندید که گوشی‌اش زنگ خ...

گمشده در روشنایی. P:5دو روز بود که ات بهوش نیومده بود و زند...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستن(فصل۲)

موضوع=وقتی دخترشونیم و از اول دوستمون نداشتن و ما بیماری قلب...

شب تولدم فصل3پارت18جیمین: چیشده پرنسس چرا گریه میکنیات: جیمی...

وقتی بهت خیانت میکنه (اسمات)pاخرویو جیمین خب امروز باید یکار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط