چپد پارتی جیمین پارت ۳

-:سلام بچه ها
بچه ها :سلام استاد
جیمین یه ابروشو انداخت بالا
-:خانم لیا به چی می‌خندی ؟
&:هیچی ببخشید استاد
-:ابرومو انداختم پایین
-:خب بریم سراغ امتحان
بچها:نههه
-:بسه ات بیا برگه هارو پخش کن (جدی)
ات :چشم ، رفتم برگه هارو بگیرم دم گوشش آروم گفتم رحم نمیکنی (کیوت)
-:نه خیر رحمی نیست (بلند)
بچه های کلاس آروم می‌خندیدن
ات:عصبانی برگه هارو بخش کردم برگمو‌ گذاشتم رو میزم شروع کردم. سوالارو خوندن
یکی از بچه های کلاس :استاد در برابر چی رحم نمیکنید
یکی دیگه :راس میگه استاد
-:ات داشت از سرش دود بلند میشد ، دوست دارید بدونید
بچه ها:بعله
-:در برار اینکه امتحان و بد بده تو تنبیهش رحم میکنم یا نه
بچه ها خندیدن
ات:عصبی جیمین و نگا کرد
مغز ات:جیمین جیمین جیمین اگه دستم بهت برسه جرت میدم
دل ات:فعلا امتحان و بده تا خودت جر نخوردی
ات:شروع کردم نوشتن رو من زوم کرده بود جیمین ای خدااا از ۱۰ تا سوال ۷ تاشو نوشتم که مطمئنم ۲ تا ۱ دونش غلط بود به معنی می‌کشمته جیمین شب قراره پی ببرم
بعد امتحان تو حیاط
&:چه طور بود
ات:هیچی فقط قراره به معنای واقعی جر بخورم
&:جر برای یه لحظته عزیزم (خنده)
لایلا با اکیپ رو مخش اومدن
لایلا:ببینم عزیز دردونه استاد امتحانو چه جوری داده (خندیدن)
ات: به تو چه
لایلا:مثل اینکه باید به استاد پارک بگم بد دهن شدی (خودش و اکیپش خنده)
ات:دیگه بسه من که قراره تنبیه بشم اینم روش (عصبی)
ات: لایلا رو گرفتم مثل چی میزدمش به جیمینم فک نمی‌کردم که یکی از بچه ها جیمین و صدا زد اومد مارو جدا کرد خیلی عصبانی بود
-:خانم لایلا و ات همین الان میرید دفتر مدیر (به شدت عصبی)
در زدن رفتن تو
مدیر:مشکلی پیش اومده؟
-:بله دعوا (عصبیی)
مدیر:همون طور که میبینم ات زده و لایلا خورده
-:درسته (عصبیی)
ات:تقصیر من نبود
مدیر :ساکت خانم ات ۱ هفته از دانشگاه اخراجی و لایلا شما باید آزمایشگاه دانشگاه و تمیز کنی
ات:یعنی جیمین و ول میکردن همین جا به فاکم میداد
ات:توروخدا اقای مدیر یه تخفیف بدید (بغض و ترس)
مدیر:اممم باشه فقط چون آقای جیمین همسرتون هستن ۳ روز اخراجید
ات:الان کمه این(بغض)
مدیر:برگردم رو یه هفته؟
ات: نه ببخشید(ترس و بغض)
رفتن سر کلاس
ات:جیمین بقیه دانشگاه من و میدید اخم وحشتناک بهم میکرد این یعنی گور خودمو کندم
پایان دانشگاه
&:ات خدافظ برات آرزوی سلامتی میکنم
ات:خیلی خری (بغض)
&:بغض نکن عشقم
-:خب بریم (عصبی)
تو ماشین سکوت بود رسیدن خونه
ات:جیمین بخدا تقصیر من نبود (بغض و ترس)
-:ات بس کن (عصبی)
-:الانم میرم امتحانتو چک کنم وای به حالته اگه خراب کرده باشی (ترسناک عصبی)
ات:جیمین رفت دویدم اتاق درو قفل کردم رو تخت نشستم بغضم گرفته بود
نیم ساعت بعد
ات:صدای پای جیمین و شنیدم اومد جلو در اتاق وایساد.....
(نکته شبه)
فلش بک به اتاق جیمین
-:امتحانو ریده از ۱۰ شده ۵/۵ یعنی پارش میکنم چون دفعه قبلی امتحانو گند زده بود ازش گذشتم این بار نه
دم در ات
-:......
خماری....
دیدگاه ها (۴)

پارت 34رمان عشق مدرسه ای ⭐ویو ات: دلقک لباس ات رو تنش کرد و ...

پارت ۱۶ویو صبح ...ویو ات..............................از خوا...

#عشق _بعد _نفرت پارت 13ات: اره نگران نباشید میام کوک: هر جور...

تک پارتی ( وقتی عصبی بود )( علامت جیهوپ * علامت ات + و کسای ...

سالها پیش توی شرکتی کار میکردم و اشتباهی مرتکب شدم که ۳۰۰ می...

Part8یه لگد محکم به دستگاه بچه سازیش زدم از درد افتاد زمین ا...

رمان :«پسر عموی جذابم»part:4ویو «سلین»که مدیر گفت :-بفرمایید...

تک_پارتی وقتی با دوست پیرامون رفتیم دستشویی مدرسه و اهم اهم ...

تکپارتی از شوگا وقتی دخترش بودی ولی اصلا دوستت نداشت:)سلام م...

.پارت 23 ویو ات و هیون داخل مدرسه: ات: اخیش بلاخره رسیدیم مد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط