{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تگش کن❤

تگش کن❤
عاشقِ پیراهنِ چهارخانه ی مردانه بود!
روبروی ویترین مغازه ها می ایستادیم ...
و برایم انتخاب می کرد...
چشم بسته سلیقه اش را قبول داشتم...
قرار بود ...
یک یادگاری بدهیم به یکدیگر...
یکی از چهارخانه هایم را خواست ...
که هروقت تن می کردم...
تا ساعت ها ...
قربانِ قد و بالایم می رفت...
انتخابِ خودَش هم بود...
یک روز برایم عکسی فرستاد ...
که دیدم لباسم را تن کرده...
و آستین هایش را مثلِ خودم ...
تا آرنج بالا زده ...
و لبخندِ لعنتی اش را هم ...
چاشنیِ عکس کرده...
می گفت دلم نمی آید زیاد بپوشمش ...
مبادا بویِ عطرِ تلخِ مردانه ات ...
از رویِ لباس بپَرَد!
می گفت چهارخانه هایت را که تن می کنم...
امنیت تمامِ وجودم را می گیرد...
حالا سال هاست که ندارَمش...
دلیلش مهم نیست...
مهم تمام چهارخانه هایی ست...
که دیگر صاحبخانه ندارد!
.
👤 #علی_قاضی_نظام #عاشقانه #متن_زیبا #هنر #عکاسی #عشق #ایران #حس_خوب #دوستت_دارم #تکست #پروفایل #عکس_نوشته #دلنوشته
دیدگاه ها (۱)

قسمت ۶

عاشقِ پیراهنِ چهارخانه ی مردانه بود!روبروی ویترین مغازه ها م...

عاشقِ پیراهنِ چهارخانه ی مردانه بود!روبروی ویترین مغازه ها م...

عاشقِ پیراهنِ چهارخانه ی مردانه بود!روبروی ویترین مغازه ها م...

عاشقِ پیراهنِ چهارخانه ی مردانه بود!روبروی ویترین مغازه ها م...

عاشقِ پیراهنِ چهارخانه ی مردانه بود!روبروی ویترین مغازه ها م...

Ƒムイɨოⓐعاشقِ پیراهنِ چهارخانه ی مردانه بود!روبروی ویترین مغاز...

عاشقِ پیراهنِ چهارخانه ی مردانه بود!روبروی ویترین مغازه ها م...

عاشقِ پیراهنِ چهارخانه ی مردانه بودرو به روی ویترین مغازه ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط