𝗜𝗺𝗽𝗼𝘀𝘀𝗶𝗯𝗹𝗲 𝗳𝗮𝘁𝗲

𝗜𝗺𝗽𝗼𝘀𝘀𝗶𝗯𝗹𝗲 𝗳𝗮𝘁𝗲
Season: 𝟮
Part:𝟭𝟲
اصلا حواسم به زخمای عمیقی که روی بازو و دستام و پاهام بود نبود یلحظه سوزش و درد و گرمی شدیدی و احساس کردم و از حال رفتم
ویوی هوانگ مین:
بعد از بردن جسد لی به سردخونه
برگشتم تا وضعیت جونگ کوک رو برسی کنم که دیدم روی زمین که پر از خون شده افتاده
سریع دویدم سمتش زخماش خیلی عمیق بودن
نمیدونستم چیکار کنم لباسمو در اوردم و با تکه ایش بازو هاشو محکم بستم و تموم جاهایی که زخم داشتو خوب پوشوندم
بردمش تو ماشین گذاشتم
~دووم بیار فقط کوک تموم شد تو باید بری پیش بچت پیش ات
هوا خیلی سرد بود کتمو در اوردم و روش کشیدم
نفس عمیقی کشیدم و با تموم سرعتم به سمت بیمارستان روندم
سریع بردمش تو بخش
£اوه آقای هوانگ چیشده
~عجله کنید اتاق عملو آماده کنین
£چشم الان اوکیش میکنیم
رفتم پیش دکتر
دکتر همیشه خیلی سخت عملای سنگینو قبول میکنه و چون زخمای عمیق کوک خطریه من میترسم خطایی پیش بیاد
~دکتر
*به به هوانگ مین با من کاری داشتی
~ازتون یه خواهش داشتم
*خواهش بگو ببینم چیه
~دکتر خواهش میکنم شما دوستمو عمل کنید
*وه اتفاقی افتاده برا دوستت؟
~چ ..چاقو خورده
*اوهه تو که خودت یه پا دکتری چرا خودت عملش نمیکنی؟
~من میخام شما عملش کنید
*اوکی
~جدی قبول کردید؟
*باید ببینم زخماش چطوریه
دیدگاه ها (۱)

Forbidden love①⑤چشم‌هام رو باز کردم توی بیمارستان روی تخت در...

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

𝑺𝒕𝒂𝒚 𝒊𝒏 𝒎𝒚 𝒂𝒓𝒎𝒔 𝑷𝒂𝒓𝒕: ...

پارت هجدهم شب عروسی آت. وای دخترا میکاپتون تموم نشد( آرایشگر...

bts

عشقی حقیقی

True Love③⑥تهیونگنه ا/ت نه نه این یه کابوسه یه کابوس ا/ت ی م...

وقتی دوست پسرت بود💚پارت ۱ویو مین هی:از وقتی کمپانیشون من رو ...

پارت ۸کوک: من عاشقتم بشررررر(چقدر...عیووو😂🤣)و همو بغل کردیم....

چند پارتی جونگ کوک وقتی هردوتون ایدل بودید... _:ببخشید من کن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط