زمان زیادی گذشت...
زمان زیادی گذشت...
فهمیدم با خراب کردن دیگران ، هیچوقت نمیتونم خوب به نظر بیام...
فهمیدم انتظار صداقت از کسایی نداشته باشم که حتی به خودشونم دروغ میگن...
فهمیدم که این روزای سخت و درس هایی که ازشون میگیرم ، یه روز میشن نقطه قوت من...
فهمیدم توضیحاتم رو برای کسایی نگه دارم که منو میفهمن و سکوتم رو برا کسایی نگه دارم که منو متوجه نمیشن...
فهمیدم کسی موظف به آروم کردن من نیست ؛
ظاهر دلیلی بر باطن نیست....
فهمیدم نباید ناراحت بشم از بی احترامیِ کسایی که خودم به اونا احترامی نمیزارم....
فهمیدم با خراب کردن دیگران ، هیچوقت نمیتونم خوب به نظر بیام...
فهمیدم انتظار صداقت از کسایی نداشته باشم که حتی به خودشونم دروغ میگن...
فهمیدم که این روزای سخت و درس هایی که ازشون میگیرم ، یه روز میشن نقطه قوت من...
فهمیدم توضیحاتم رو برای کسایی نگه دارم که منو میفهمن و سکوتم رو برا کسایی نگه دارم که منو متوجه نمیشن...
فهمیدم کسی موظف به آروم کردن من نیست ؛
ظاهر دلیلی بر باطن نیست....
فهمیدم نباید ناراحت بشم از بی احترامیِ کسایی که خودم به اونا احترامی نمیزارم....
- ۴.۰k
- ۲۳ دی ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط