{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی غافلیم

گاهی غافلیم
از دوچرخه در انبار افتاده وکهنه ای
که هنوز میتواند
چرخ زندگی کودکی را بگرداند
روزها باخنده های بلند
وشبها با امیدواری
وهمه ی دلخوشی اش بشود

بیا اهل بخشیدن باشیم
دیدگاه ها (۳)

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

𝑻𝒉𝒆 𝑯𝒆𝒊𝒓 𝒐𝒇 𝑻𝒘𝒐 𝑭𝒂𝒎𝒊𝒍𝒊𝒆𝒔𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟖یک هفته گذشت.الین کم‌کم به زند...

True Love③①ا/ت: تهیونگتهیونگ: جانما/ت: من الان لباسی ندارم ه...

پارت: 29 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*شب فضای خونه از هوای پیست ...

بونتن — «آهنگی که برای مایکی خوانده شد»بار، طبق معمول، پر از...

My professorChapter:2Part:118سئول | ساعت ۲۲:۳۷شب سردتر از هم...

پارت۴(در عمق نگاه تو)بی‌درنگ کتش را برداشت و پوشید و به سمت ...

خانوم مدیرعاملپارت اول | رویایی که به حقیقت پیوستهمچی ازونجا...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 2 | چیزی شبیه حسادتچند هفته از شروع ترم گذشته بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط