{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیشب با دوستم رفته بودیم رستوران رو ب روی تخت ما ی دخدر پ

دیشب با دوستم رفته بودیم رستوران رو ب روی تخت ما ی دخدر پسرنشسته بودند ک پسرپشتش ب مابود...معلوم بود باهم دوستن..اتفاقی چشمم ب چشم دخدره افتاد..قشنگ معلوم بود پسره عاشق دخدرست...دخدره شروع کرد..ب آمار دادن..سرمو انداختم پایین..دفعه ی بعد تحریک شدم با نگاه بازی کردیم..خلاصه ی کاغذ برداشتم و ب دخدره علامت دادم بانگاش قبول کرد...بلند شدند پسره جلو رفت ک حساب کنه...دخدره ب تخت ما رسید
دستشو دراز کرد و کاغذرو گرفت/// .////.....



براش نوشته بودم...خیلی پســــــــــــــــــــتیツツツツ
دیدگاه ها (۲۹)

وقتــــــــــتی میمیرے خودت نمیفهمی ک مردی..دردت هم نمیاد......

من از شیرنی جات متنفرم جلو من شیرین بازی در نیار بچـــــه خو...

بعضیا ی جووری میگن ک ما دیگه تکرار نمیشیم ک انگار ما چیزاییو...

خدایا برو تو کنترل پنل زندگی من ، قسمت لایف ستینگ !گزینه شان...

P3ویو کیسوکه:از اتاق اومد بیرون از اونجایی ک من تو خونه زیاد...

رمان دخت من

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۴🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)آخر پتو رو برداشتم و ر...

Love you پارت نهم«هرموقع کنار علامت اسمشون نقط گزاشتم یعنی ...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ ˖ وقتی هم منشیش بودی و هم زنش...💜🪻🪽╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕‌ 𝟕منم ن...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلایـیpart_12ویو میراچشمم به کسی افت...

P4ویو چیفویو:نمیدونم چرا از وقتی فهمیده امگا ام و یا بهتر بگ...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلایـیpart_2ویو میرانور خورشید از لا...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🧸 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی بدونِ اجازش تتو می‌زنی... ⛓️🖤 ╰┈➤ 𝑷...

#سه_و_سه_دقیقه𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹³ویو لیلی ___بعد از کافه…همه رفتیم سمت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط