وصیت کردم هرکی تو مراسم ختمم گفت

وصیت کردم هرکی تو مراسم ختمم گفت

خدا بیامرزدش، راحت شد....
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

با لبه ی سینی حلوا چنان بکوبن تو دهنش

تا اونم راحت شه بیاد پیش من!!!

والا جای من اظهار نظر میکنه...
دیدگاه ها (۳)

#اصفهان #مشهد#امام رضابیاد همه رفتگان و اسیران خاک که سر ب...

پارت: 15 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**سینی نقره‌ای تو دست‌هام ط...

رمان لونا و ویلیام -قسمت آخر بخش۱

part:7{این رمان درخواستی است و به گفته خود فالور نوع نوشتار ...

شاهکاری به نام دروغ

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۲۱ *سانیار*دیدم مروارید تو بغل رضا...

Part 16

چند پارتی ــــــــــــ♥️ـــــــــــــوقتی پریودی و حالت بدهـ...

⊱⋅ ─────────────────── ⋅⊰موضوع:وقتی فیلم ترسناک ببینندازای:ه...

پارت هجدهم شب عروسی آت. وای دخترا میکاپتون تموم نشد( آرایشگر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط