p12
ته: باید تا قبل ازدواجتون بهش بگی اگه خودش بفهمه بد میشه
جیمین: باشه احساس میکنم اونم میخواست یه چیزی بهم بگه اما نتونست
فلش بک به فردا برا تست سلامت
ویو ات
یکی یکی رفتیم تست دادیم
بعد از تست دکتر گفت بقیه برن که خصوصی باهام هرف بزنه
دکتر: ات تو نسبت به بیمار های دیگه که این بیماری دارن خیلی سرحال تری میدونم میخوای اعضا به خصوص جیمین شاد باشن ولی به فکر خودت هم باط و زیاد سخت نگیر
ات: مادرم هم برای همین بیماری مرد
پدر جیمین هم مریضه و خیلی جیمین نگرانه نمیخوام منم بیفتم رو دستش
دکتر: اگه امسال دست به کاری نزنی نمی تونم سال بعد بهت کمک کنم
فلش بک به داخل ماشین
جیهوپ: پی دی نیم زنگ زد گفت ماه دو روز بعد یه کنسرت داریم برای معرفی ات امروز و فردا باید بریم تمرین
ات: ب باشه (نگران حرفای دکت و ناراحت)
شوگا: نگران نباش همه چی خوب میشه نگران هیتر ها هم نباش اونا حتی به ما هم بد و بیراه میگن
(لعنت به هیترا)
ات: م... من خوبم
جیمین: من تو رو میشناسم چی شده؟
ات: بادا باهات صحبت میکنم
جیمین: هروقت خواستی من کنارتم
(خوش به حالش🥹من اصلا حسود نیستم)
فلش بک به بعد تمرین (اتاق ات)
ات: خوب... خوب من من ...
جیمین: چیشده (نگران)
ات: من یه بیماری قلبی خیلی شدید دارم اگه امسال کاری که از دستمون بر میاد انجام ندیم دیگه کار از کار میگذره (لبخند غمگین)
جیمین: چرا میخندی لعنتی. چرا الان اینو میگی. چرا زود تر نگفتی. اگه امروز نمیفهمیدم حالت بده هنوز نمی دونستم چرا منو به عنوان همراهت قبول نداری لعنتی کی میخواستی بگی میخواستی وقتی کار از کار گذشت اینو بگی وقتی سیاه پوشم کردی میخواستی اینو بگی احمق ( عربده)
همه اعضا اومدن ات همونطور با لبخند نشسته بود رو صندلی
جیمین: باشه احساس میکنم اونم میخواست یه چیزی بهم بگه اما نتونست
فلش بک به فردا برا تست سلامت
ویو ات
یکی یکی رفتیم تست دادیم
بعد از تست دکتر گفت بقیه برن که خصوصی باهام هرف بزنه
دکتر: ات تو نسبت به بیمار های دیگه که این بیماری دارن خیلی سرحال تری میدونم میخوای اعضا به خصوص جیمین شاد باشن ولی به فکر خودت هم باط و زیاد سخت نگیر
ات: مادرم هم برای همین بیماری مرد
پدر جیمین هم مریضه و خیلی جیمین نگرانه نمیخوام منم بیفتم رو دستش
دکتر: اگه امسال دست به کاری نزنی نمی تونم سال بعد بهت کمک کنم
فلش بک به داخل ماشین
جیهوپ: پی دی نیم زنگ زد گفت ماه دو روز بعد یه کنسرت داریم برای معرفی ات امروز و فردا باید بریم تمرین
ات: ب باشه (نگران حرفای دکت و ناراحت)
شوگا: نگران نباش همه چی خوب میشه نگران هیتر ها هم نباش اونا حتی به ما هم بد و بیراه میگن
(لعنت به هیترا)
ات: م... من خوبم
جیمین: من تو رو میشناسم چی شده؟
ات: بادا باهات صحبت میکنم
جیمین: هروقت خواستی من کنارتم
(خوش به حالش🥹من اصلا حسود نیستم)
فلش بک به بعد تمرین (اتاق ات)
ات: خوب... خوب من من ...
جیمین: چیشده (نگران)
ات: من یه بیماری قلبی خیلی شدید دارم اگه امسال کاری که از دستمون بر میاد انجام ندیم دیگه کار از کار میگذره (لبخند غمگین)
جیمین: چرا میخندی لعنتی. چرا الان اینو میگی. چرا زود تر نگفتی. اگه امروز نمیفهمیدم حالت بده هنوز نمی دونستم چرا منو به عنوان همراهت قبول نداری لعنتی کی میخواستی بگی میخواستی وقتی کار از کار گذشت اینو بگی وقتی سیاه پوشم کردی میخواستی اینو بگی احمق ( عربده)
همه اعضا اومدن ات همونطور با لبخند نشسته بود رو صندلی
- ۱۱.۶k
- ۱۲ دی ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط