خسف | قصه سی و نهم: محمد بن عثمان (بخش اول)

دومین نایب؛ چهل سال ایستادگی و جانمایی انسان کامل

بسم الله الرحمن الرحیم

در قصه قبل، عثمان بن سعید را دیدی؛ نخستین نایب که پل ارتباطی زمین و آسمان شد و کشتی تشیع را از نخستین طوفان غیبت عبور داد.
اما مأموریت او کوتاه بود.
پس از او، پسرش محمد بن عثمان، امانت سنگین نیابت را بر دوش گرفت و آن را تا چهل سال ادامه داد.

او نه فقط وکیل، که «امین» بود.
نه فقط نایب، که «آینه» بود.
آینه‌ای که در آن، شعاع وجود امام غایب به زمین می‌تابید.
و درست در همین نقطه است که مفهوم «انسان کامل» جان می‌گیرد.

پدر و پسری که ستون شدند

محمد بن عثمان، در دامان پدری بزرگ شد که خودش نایب اول بود. از کودکی، رازداری و تشکیلات‌داری را در خانه آموخت.
وقتی پدرش در بستر مرگ افتاد، شیعیان گرد آمدند.
عثمان بن سعید چشمانش را گشود و گفت:
«محمد، پسرم، امین و نایب امام زمان (عج) پس از من است.
از او اطاعت کنید.»

این نخستین بار در تاریخ تشیع بود که «نیابت» از پدری به پسری می‌رسید.
نه از راه وراثت خونی، که از راه «شایستگی روحی».
امام زمان (عج) خودش در توقیعی نوشت:
«محمد بن عثمان، مورد اعتماد من است.
نوشته او، نوشته من است.»

این یعنی نیابت، یک «مقام» نیست که با زور و ادعا به دست آید. نیابت، «امانتی» است که فقط با «امانت‌داری» حفظ می‌شود.

آینه‌ای در برابر خورشید پنهان

تصور کن خورشید پشت ابر رفته باشد.
تو خورشید را نمی‌بینی، اما نورش را از آینه‌ای می‌گیری که رو به آسمان گرفته شده.
محمد بن عثمان، چنین آینه‌ای بود.
او خودش «منبع نور» نبود، اما چنان شفاف و صیقلی بود که نور امام را بی‌کم‌وکاست به زمین بازمی‌تاباند.

این است معنای «انسان کامل» در عصر غیبت:

· نه پیامبر است، نه امام معصوم.
· اما چنان خودش را صیقل داده که «آینه» می‌شود.
· مردم به او نگاه می‌کنند، اما نور امام را می‌بینند.
· این همان مقامی است که بعدها «ولایت فقیه» بر اساس آن شکل می‌گیرد.

محمد بن عثمان ۴۰ سال در این مقام ایستاد.
۴۰ سال طوفان و فشار و فتنه را تحمل کرد.
و در تمام این سال‌ها، یک لحظه هم از خودش نگفت.
همیشه از «او» گفت.
از امام غایب.
این خودفراموشی، جوهر اصلی انسان کامل است.

🕌 قرارگاه بصیرت «خَسف»
وعده‌گاه باطل با نابودی، و حق با پیروزی
📌 https://eitaa.com/Khasf_Bayda

#خسف #محمد_بن_عثمان #نواب_اربعه #انسان_کامل #غیبت_صغری #نیابت #قرارگاه_بصیرت
دیدگاه ها (۰)

خسف | قصه سی و هشتم: عثمان بن سعید (بخش پایانی)

خسف | قصه سی و هشتم: عثمان بن سعید (بخش اول)

قصه سی و هفتم: امام مهدی (عج) و غیبت صغری (بخش پایانی)

🔵وضعيت جهان پس از ظهور و حديثی شگفت انگيز🟡و أَشْرَقَتِ الْأَ...

🟩 آیا ولی فقیه نمایندهٔ خدا در زمین است؟(به نامِ حاکم مطلقِ ...

خسف | قصه سی و هفتم: امام مهدی (عج) و غیبت صغری (بخش اول)

وقتی خورشید در پسِ ابرهای غیبت پنهان است و طوفان شبهه‌ها می‌...

خسف | قصه سی و چهارم: امام عسکری (ع) (بخش اول)

خسف | قصه سی و چهارم: امام عسکری (ع) (بخش پایانی)

خسف | قصه سی و ششم: نرجس خاتون- بخش دوم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط