چون تک درخت خشکم از درد این جدائی

چون تک درخت خشکم از درد این جدائی
ای نور دیدگانم ، کی چهره می نمائی

هرشب به یاد رویت ، در جان من ستیز است
آخر تو در کجائی ، تا من شوم فدائی

اینجا هوای خانه از بغض من غمین است
ای مهربان ترینم ، از من مکن جدائی

دردی به جان نشسته از این دل شکسته
شاید که در کنارت ، از غم شوم رهائی

ای ماه خوش خرامم ، آرامشی به جانم
من مرغ پرشکسته ، تو مرهم و دوایی

بوی تو می دهم من ، در هر کجا که باشم
ما هر دو دل شکسته ، از جور و بی وفائی

پایان نمی شود جان ، زین انتظار تشنه
ترسم که من بمیرم ، تا دیدنم نیایی

چشم انتظار رویت تا که دری گشایی
تا از تو جان بگیرم ، این درد بی دوایی

از جور این فلک چون ، هر دم به آه و سوزم
من تا به کی "پرستش " ، باید کنم گدائی

#پرستش_مددی
🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁
دیدگاه ها (۱)

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①①_بخش دوم_کی اشک هایم جاری شد؟ن...

داستان کودکانه «نِکا و ماشینِ جادوییِ حلِ مشکلات» به نویسندگ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۰۸جونگکوک که با شنی...

چند پارتی بازی ممنوع

بگو ای جان  بگو  امشب کجائی؟به آتش می کشد وصل و جدائیدَر آن ...

در    دلم    افتاده    روزی   بی وفائی   میکنیبر   دل    بشک...

در دلم افتاده روزی بی وفائی میکنیبر دل بشک...

در    دلم    افتاده    روزی   بی وفائی   میکنیبر   دل    بشک...

گویا غم عشق پایان ندارد – درد جدائی درمان ندارداز داغ جانان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط