رمآن :بی پَنآه :پارت ۸#

با حالت زار بهش نگا کردمو با حلقه اشکی که تو چشام حلقه زده بود رو بهش با لحن مظلوم گفتم چی میخای از جونم به خدا من پول ندارم بهت بدم خونوادمم بابتع من اصلن بهت پول نمیدن بزار من برم
روشو برگردوند به سمتم با صدای بلندی شروع کرد به خندیدن انگاری دیدن چشای اشکیع من براش لذت بخش بود با لحنی کع انگاری لذت ازش میبارید رو بهم گفت من به پولت احتیاج ندارم توله با لحن مظلوم گفتم پ چی میخای از من با چشای سرد رو بهم نگاهی کرد و شالمو با دستش کشید و جلو رو به رو چشم متعجب من بوسه ای رو پیشونیم زد و تو چشام خیره شد و گف خودتو میخام تاآخر عمرت پیش خودم بمونی
چی میگی بزار برم جان ننت جان رلت بزار برم گفتم که هیچی ندارم بهت بدم استارت ماشینو زدو با صدای سرد گف رل ندرم هر کاری کنی نمیتونی خودتو از دست من نجات بدی پس تلاش بیهودع نکن گوشه صندلی کز کردمو خودمو بغل کردم سرمو گذاشتم رو زانوم همیشه بی کس بودم همیشه تا میفهمیدم زورم به کسی نمیرسع بغ میکردم
از زبان هیراد:
دیدگاه ها (۶)

سناریو ایدل رویایی پارت ۳

پارت ۶ازش جدا شدم و دیدم داره میخنده.گفتم:سوهی: چته!؟ چرا می...

مهمونی خطرناکپارت=17ویو اتجونگ کوک خیلی عصبی بود...خیلیفقط ا...

سناریو:زخم التیامی/ پارت ۱۲**باکوگو**در زدم. _بیا تودر رو با...

True Love③④یک ساعت بعد تهیونگ: کجا بودی؟ ا/ت: بیرون دیدن یه ...

پارت ۳که یهو رئیس کافه سر رسید...لعنتی حالا چیکار کنمرئیس کا...

THE FIRST KISSPART: 9رفتم بیرون بار به دیوار بار تکیه دادم ب...

Custom bride part : ۱۴

ابلیس

وقتی پدرخوانده ات بود❤️پارت ۳(last part)_هعی+چی شده؟_میچا......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط