thesaye
۱۷
پسند
ازادی، خواهان داشت، خیلی هم داشت. اما او پرنده ای بیش نبو
ازادی، خواهان داشت، خیلی هم داشت. اما او پرنده ای بیش نبود.
بال هایش را چیده بودند و قفل قفس هم انداخته بودند و انطرف دسته جمعی فریاد میزدند : پرواز کن، پرواز کن.
[ بَشَریت مُردگان ]
دانلود
۱۰.۸k
۱۴ آبان ۱۴۰۱
دیدگاه ها (
۰
)
:))))
داستان کودکانه «راز پروانهی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...
#پارت۲ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...
فاصله یک لبخند تا جنون
***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **پارت ۷: جو...
فیک
### 🌑 پارت نهم: سوختنِ خاطراتهوا سنگین شده بود، انگار اکسیژن...
رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۳
سناریو دارک از ران هایتانی زمان بانتنکن نیچیوا !!! 💜🖤اومدم ب...
هم سلولی خطرناک (part2)هفتهی اول دختر یاد گرفت چطور توی زند...
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین