#هیونجین
#هیونجین
#چند پارتی
ویو هیونجین :تو بار بیش از حد مشروب خورده و دیگه اون هوشیاری کامل را نداشتم و دنیا و ات از دستم غافل شد
ویو ات :ساعت ۱۲ شب بود هیونجین نیومده بود هرچی هم زنگ می زدی گوشیشی خاموش شده و ترس به جونت گرفته تو از راد و برق می ترسیدی
که بهو صدای رعد و برق اومد
+واییییییییییی من چقدر بدبختم هق ...هق
ویو هیونجین :تو حال خودم نبودم که رئیس مغازه گفت میخوایم تعطیل کنیم
منم منتظر بودم تاکسی بیاد ...
#چند پارتی
ویو هیونجین :تو بار بیش از حد مشروب خورده و دیگه اون هوشیاری کامل را نداشتم و دنیا و ات از دستم غافل شد
ویو ات :ساعت ۱۲ شب بود هیونجین نیومده بود هرچی هم زنگ می زدی گوشیشی خاموش شده و ترس به جونت گرفته تو از راد و برق می ترسیدی
که بهو صدای رعد و برق اومد
+واییییییییییی من چقدر بدبختم هق ...هق
ویو هیونجین :تو حال خودم نبودم که رئیس مغازه گفت میخوایم تعطیل کنیم
منم منتظر بودم تاکسی بیاد ...
- ۱۷۹
- ۱۰ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط