Porsche

𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟐𝟖

•جنا ویو•
[ساعت 8:27 صبح]

با نوری که از لای پرده های حریر اتاق عبور میکرد بیدار شدم،دستامو باز کردم که بدنم رو بکشم ولی متوجه جونگکوک شدم…توی همون حالت موندم و برگشتم سمتش.

این بشر حتی صبح هم جذابههه…اخه چطوری مگه میشه؟!
دستمو کمی بالا بردم و آروم با نوک انگشتم به بینی اش ضربه زدم.
کمی اخم کرد و سرشو تکون داد…بزور داشتم جلوی خنده ام رو میگرفتم.
یکی دوبار دیگه هم همینکارو تکرار کردم که چشماشو باز کرد و با تعجب بهم نگاه کرد.

بعد چند ثانیه بالاخره ویندوزش اومد بالا و بهم لبخندی زد و دوباره منو محکم بغل گرفت….رونش رو،روی من انداخت و محکم تر بغلم کرد.

_آییی له شدممم
+میخوام بیشتر بخوابم…ولم کننن*غر*
_مگه ما امروز نمیخوایم بریم نیویورک؟
+بذار فردا میبرمت امروز جمعه اس
_خب بالاخره باید برم خونه وسایل جمع کنم
+بابا ساعت 8 صبحه!بگیر بخواب ظهر میبرمت
_باش*صدای بچگونه*

همینطوری داشتم فکر میکردم که چی با خودم ببرم که جونگکوک یه ماچ آبدار از لپام کرد

+مگه نمیگم صداتو اینطوری نکن…سکته میکنم از دستت ها!!
_چرا سکته کنی؟
+از بامزگی و نمک بودن تو دورت بگردممم*دوباره یه ماچ دیگه کرد*
_خدانکنه*خنده*ساعت 10 بریم صبحونه؟
+صبحونه هم میریم فعلا به هیچی فکر نکن
_باش


•ویو جونگکوک•
[ساعت 10:16 صبح]

همینطور منتظر جنا روی کاناپه نشسته بودم و منتظر بودم تا خانوم آماده شدنش تموم بشه بیاد.

بعد از یکساعت بالاخره افتخار داد بیاد…هنوز سرمو بلند نکرده بودم که با دیدنش احساس کردم قلبم داره از سینه ام درمیاد…درسته…من دوباره برای بار هزارم عاشقش شدم

قشنگ میتونستم تشخیص بدم الان نگام خیلی خماره

_جونگکوک!!!
+ها؟بله بله؟؟
_کجایی یکساعته دارم صدات میزنم!
+همینحام عزیزم

یه چرخ زد و با ذوق بهم گفت

_خوشگل شدم؟
+نمیتونم ازت چشم بردارم

دیدم سریع لپاش گل انداخت…از روی کاناپه بلند شدم و با یه دست کمرشو گرفتم با اون دستم لپشو کشیدم.

+هنوزم ازم خجالت میکشی خانوم خانوما؟

جوابمو نداد و با همون لبخندش سرشو انداخت پایین…ولی معلوم بود داره میمیره از خجالت

یهو سرشو بلند کرد و گفت

_نمیخوایم بریم صبحونه؟!
+چرا چرا بریم*خنده*
دیدگاه ها (۲۲)

part 68صبح//نامجون اولین کسی بود که بیدار شد بعد از اونم یون...

چند پارتی (درخواستی)

سیلام 🎀🧸 بریم برای پارت گذاری ؟بزن بریممممممویو«نامجون»با صد...

چند پارتی (درخواستی)

عمارت مافیا ✨🍷دیدگاه جونگکوک: یک لباس خواب سیاه و تحریک آمیز...

چند پارتی

[چند پارتی]

Do I love him, or do I hate him?💜 P³¹ 💜ویو جیناجونگکوک کنارم...

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم )

the first lie

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط